اشعار وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها

قسمت این بود که تو محرم حیدر باشی

به علی مونس وهم خانه وهمسرباشی

قسمت این بود که در زندگی مشترکت

به عزیزان دل فاطمه مادر باشی

آفرین برتو  که هنگام ورودت گفتی

آمدی خادمه خانه کوثرباشی

قسمت این بود که در بین تمامی زنان

توفقط صاحب یک ماه وسه اخترباشی

قمرت یک نفره لشگر انصارخداست

پس عجب نیست که تو مادر لشگر باشی

خاک این خانه تو را قبله حاجات کند

متعجب نشو گر شافع محشرباشی

غم این خانه زیاد است زیاد است زیاد

سعی کن مرهم زخم دل دخترباشی

این یتیمان همه به واژه در حساس اند

نکند در بزنند  و تو پس در باشی

چار تا بچه این خانه همه مادری اند

نکند تب بکنی گوشه بستر باشی

سعی کن بیشتر از زینب و کلثوم وحسن

فاطمه دور وبر این شه بی سرباشی

سعی کن ثانیه ای تشنه نماند این گل

یاراین سوخته دل تادم آخرباشی

مهدی نظری

 

******************

 

 

دل من خسته ز غم هاست کجایی عباس

 

مادرت بی کس و تنهاست کجایی عباس

 

مثل هر روز در این خانه دوباره پسرم

 

روضه شرم تو برپاست کجایی عباس

 

مثل هر روز منم فاتحه خوانت مادر

 

دلم از داغ تو غوغاست کجایی عباس

 

سائلت آمده تا خرجیِ سالش گیرد

 

نا امید از همه دنیاست کجایی عباس

 

کاش امروز سرم بر روی زانوی تو بود

 

مادرت بی کس و تنهاست کجایی عباس

 

من شنیدم که شده فرق تو هم مثل علی

 

چشمم از داغ تو دریاست کجایی عباس

 

من شنیدم روی تل زینب کبری گفته

 

شمر بالا سر آقاست کجایی عباس

 

واشده روی همه، در سر این ها فکر

 

غارت خیمه ی زن هاست کجایی عباس

 

محمد حسین رحیمیان

 

*****************

 

 

رسالتت نه فقط صاحب پسر شدن است

 

تو را کنار علی شأنِ همسفر شدن است

 

بزرگ مادرِ ماهِ همیشه کامل عشق!

 

هنوز نور تو در حال بیشتر شدن است

 

محبتت رقمی در دل علی دارد

 

که رو به آینه در حال ضربدر شدن است

 

رسیدن تو به وصل علی به ما آموخت

 

مهم تر از همه از جانبش نظر شدن است

 

حسودهای مدینه تو را نمی فهمند

 

و قلب تیره سزاوار شعله ور شدن است

 

تمام می شود این غم همین که برگردی

 

فرشته مشکلش از بابت بشر شدن است

 

تو آن ضمیر بلندی که راز عرفانت

 

نتیجه ی گذر از مرز خون جگر شدن است

 

سکوت کن که ادب یادداشت بردارد

 

سخن بگو که حیا فکر بارور شدن است

 

که عشق در تو نه با مهر مادری یکسوست

 

نه فارغ از غم هفتاد و یک نفر شدن است

 

دو دست خویش به جای تو داده فرزندت

 

وگرنه میل تو هم بر شکسته پر شدن است

 

حسین تا که نماند به روی نیزه غریب

 

سفارشت به پسرها بدون سر شدن است

 

خیال مرثیه سازم به روضه می کشدم

 

ولی تمایلم امشب به برحذر شدن است

 

به زخمتان دم رفتن نمک نمی پاشم

 

بشیرم و همه سعیم به خوش خبر شدن است

 

خیال مرثیه ساز مرا ببخش ای سرو

 

کبوترست و به دنبال نامه بر شدن است

 

کاظم بهمنی

 

 

 پخش زنده مراسم هیئت عشاق الحسن علیه السلام کاشان 


۱۳۹۳ © کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به هیئت فرهنگی عشاق الحسن علیه السلام کاشان می باشد.