هیئت فرهنگی عشاق الحسن علیه السلام کاشان - ماجرای توبه شعوانه

 

  Aparat-Icon-Gary   Instagram-Icon-Gary   Telegram-Icon-Gary

  •   این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
  • 031-55242321

در بصره زنى بود عياش و خوشگذران به نام شعوانه كه نام هيچ مجلس ‍ فسادى از او خالى نبود.92-12-18

از راه هاى نامشروع مال و ثروت زيادى جمع آورى كرده، و كنيزانى را در خدمت گرفته بود. روزى با چند كنيزك از كوچه اى گذر مى كرد، به در خانه مردى صالح كه از زهاد و وعاظ آن عصر بود رسيد، خروش و فريادى شنيد كه از آن خانه بيرون مى آمد.گفت: در بصره چنين ماتمى هست و ما را خبر نيست!

كنيزكى را به اندرون فرستاد تا ببيند چه خبر است. او داخل خانه رفت و مدتى گذشت و بيرون نيامد. كنيز ديگرى فرستاد، كه بعد از مدتى از او هم خبرى نشد.

شعوانه با خود گفت: در اين كار سرى است، اين ماتم مردگان نيست كه برپاست، اين ماتم زندگانست، اين ماتم بدكاران است ، اين ماتم مجرمان است، اين ماتم عاصيان و نامه سياهان است، خوب است خودم به اندرون روم ببينم چه خبر است، وقتى داخل خانه شد آن مرد عابد صالح را ديد كه در بالاى منبر اين آيات را تفسير مى كند كه :اذا راتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيظا و زفيرا، و اذا القوامنها مكانا ضيقا مقرنين دعوا هناللك ثبورا، لا تدعوا اليوم ثبورا واحدا وادعوا ثبورا كثيرا.

 چون آتش دوزخ آنان را از مكانى دور ببيند، خروش و فرياد خشمناكى دوزخ را از دور به گوش خود مى شنوند، و چون آن كافران را در زنجير بسته بر مكان تنگى از جهنم در افكنند، در آن حال همه فرياد و واويلا از دل بركشند، به آنها عتاب شود كه امروز فرياد حسرت و ندامت شما يكى (دو تا) نيست بلكه بسيار از اين آه و واويلاها بايد از دل بر كشيد.(فرقان : 14 - 12)

اين كلمات چنان بر قلب شعوانه نشست كه شروع به گريه كرد و گفت: اى شيخ من يكى از روسياهان درگاهم ، گناهكار و مجرمم ، آيا اگر توبه كنم حق تعالى مرا مى آمرزد؟ شيخ گفت : خداوند گناهان تو را آمرزد اگر چه به اندازه گناهان شعوانه باشد. گفت: اى شيخ شعوانه منم اگر توبه كنم خدا مرا مى آمرزد؟ گفت: خداوند تعالى ارحم الرحمين است، البته اگر توبه كنى آمرزيده مى شوى. شعوانه از كارهاى بد خود دست برداشت و توبه كرد، به صومعه اى رفت، و مشغول عبادت شد، مدام در حالت رياضت و سختى بود بنحوى كه بدنش گداخته شد، گوشتهاى بدنش آب گرديد و به نهايت ضعف و نقاهت رسيد.

روزى نظرى به وضع و حال خود انداخت، خود را بسيار ضعيف و نحيف ديد، گفت : آه آه در دنيا به اين حال و روز افتادم ، نمى دانم در آخرت چگونه خواهم بود؟! ندايى به گوشش رسيد كه: دل خوش دار و ملازم درگاه باش، تا ببينى روز قيامت حال تو چگونه خواهد بود.(جواهر، ص 71)

منبع:جام

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

1113057
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه گذشته
بازدید کل
298
1054
3297
16059
1113057
امروز: پنج شنبه، 28 تیر 1397

تماس با ما

آدرس: کاشان، خیابان غیاث الدین جمشید کاشانی، حرم الحسن (علیه السلام)

تلفن گویا : 55242321-31(98+)

صندوق پیامک : 20001018

پست الکترونیک: info@hasanjan.ir

چه کسی آنلاین است؟

ما 33 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم