Aparat-Icon-Gary   Instagram-Icon-Gary   Telegram-Icon-Gary

  •   این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
  • 031-55242321

تا صبح گرد بسترت آرام می پرم

شاید دوباره بال بگیری کبوترم

شد قسمتم دوباره پرستاری ات کنم

بابا بگویم و تو بگویی که دخترم

از بس که قطره قطره ی خونت گرفته ام

خون لخته بسته است تمامی معجرم

شکر خدا که خون سرت بند آمده

دیدی چه کرد چادر خاکی مادرم

حسن لطفی

 

************************

پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر

حرف سفر و داغ مکرر، شب آخر

اشکی که شده نذر غم فاطمه سی سال

انگار شده چند برابر شب آخر

انگار همین چند شب پیش شبانه ...

آمد چه به روز دل حیدر شب آخر

حالا شب وصل است ولی با سر خونین

شرمنده نمانده ست ز کوثر شب آخر

با اشک غريبانه ی خود گفت سخن ها

از بي‌کسي آل پيمبر شب آخر

از کرب و بلا گفت و حکايات غريبش

از داغ برادر به برادر، شب آخر

گويا خبر آورده نسيم از دل صحرا

پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر

یوسف رحیمی

 

*******************

باید نوشت بال مرا در هوای تو

شاید شوم کبوتر صحن و سرای تو

ما را به کوچه کوچه ی تنهایی ات ببر

آدم شویم لا اقل از ربنای تو

من را به آستان تو تقدیم کرده اند

تا اینکه یک نفس نکشم جز برای تو

جانم چه ارزشی که شود پیشکش , علی

باید شوند عالمیان جانفدای تو

مانند فاطمه چه کسی در رکاب توست؟

آنجا که ذوالفقار شود پا به پای تو

هر کس که دیده صحن تو را سجده کرده است

...حتما به وقت شرعی ایوان طلای تو ..

سر را خدای برای همین داده است,پس

روی سرم تمامی درد و بلای تو

با اینکه اقتدا به نمازت نکرده ام

اما زیاد خورده ام از سفره های تو

شب های جمعه غرق مناجات میشوم

پای ظلمت نفسی و سوز دعای تو

آنقدر می پرم به هوای زیارتت

شاید شوم کبوتر صحن و سرای تو...

ایمان کریمی

 

*********************

سرنوشت ما گره خورده به گیسوی علی

از ازل چرخانده دلها را خدا، سوی علی

او مع الحق گفت و از آن روز ما را می‌کُشند

دار ما خرما فروشان حلقه موی علی

مانده‌ام احمد پیمبر بود یا عطار عشق

بس که سلمان ها، مسلمان کرد با بوی علی

گر می‌اندیشی نماز و روزه‌ات را می‌خرند

ای برادر! این تو و این هم ترازوی علی

بیشتر از برق دَم‌های دو سوی ذوالفقار

دوستان را کشته خَم های دو ابروی علی

هر که دل خوش کرده در عالم به نام دیگری

یا علی نشنیده است از سوی بانوی علی

آری آداب خودش را دارد اینجا عاشقی

ما و خاک کوی قنبر، قنبر و روی علی

قاسم صرافان

 

***********************

شیرش حلال آنکه مرا خاک پاش کرد

نانش حلال آنکه مرا مبتلاش کرد

هر آنچه می دهد کرمش کم نمی شود

باید کریم بلکه کرم را گداش کرد

پایم اگر به سمت جهنم نمی رود

دستم توسلی به ضریح عباش کرد

موسی و خضر و یوسف و عیسی به جای خود

هنگام مشکلات، نبی هم صداش کرد

تصویر اوست عکس تمام پیمبران

او را خداش آینه انبیاش کرد

کعبه برای آمدنش بود نه طواف

پس کعبه را برای قدومش بناش کرد

خیلی گره زدند به اسلام باز کرد

هر آنچه کرد پنجه مشکل گشاش کرد

در کودکی ش نیز علی مرد جنگ بود

پس ذوالفقار نیست اگر لافتی ش کرد

در آستان یک نخ عمامه سرش

باید تمام خلق جهان را فداش کرد

رد می شد از محله ی ما دلدل علی

افتاد سنگ زیر سم او، طلاش کرد

علي اكبر لطيفيان
 

*********************

نام ما را بنويسيد پريشان علي

شيعه مملکت و خطه ي سلمان علي

همه شب سفره ما پر شده با نان علي

کار زهراست که هستيم مسلمان علي

سالياني است که مسکين و فقير نجفيم

پادشاهيم غلامان امير نجفيم

شاه ما صاحب لوح و قلم است اي مردم

مهربان است خداي کرم است اي مردم

مونس لحظه ي شادي و غم است اي مردم

از علي هر چه بگوييم کم است اي مردم

ما کجا مدح عليهرچه بگوييم خطاست

مدح او کار خداوند و نبي و زهراست

او همان است که مانند خدايش يکتاست

مثل او نيست نگرديد علي بي همتاست

ذکر خيرش همه دم بر لب اهل بالاست

يک تنه صاحب هر معجز پيغمبر هاست

عالمي حسرت يک لقمه نانش دارد

آسمان تکيه به دست پسرانش دارد

از همان روز ازل تا ابد آقاست علي

شاه خاکي همه مردم دنياست علي

بين صاحب نفسان محشر کبراست علي

همه ي زندگي حضرت زهراست علي

ايها الناس ستون همه عالم اوست

پدر فاطميون همه عالم اوست

حيف اين شاه که هم درد دلش غم ها شد

رفت پيغمبر و در شهر علي تنها شد

يک مدينه به خدا دشمن اين آقا شد

فاطمه داد پسر تا که دو دستش وا شد

ناگهان پشت در خانه او محشر شد

ديد با چشم خودش فاطمه اش مضطر شد

بعد زهرا همه شب کار علي زاري بود

دوره بي کسي و غربت و بي ياري بود

زخم روي دل مولا چه قدر کاري بود

تا نفس داشت فقط گرم عزاداري بود

روزگار از غم تنهايي او مي کشد آه

همه شب گفت فقط درد دلش را با چاه

کوفه کردند فزون درد سر مولا را

نگرفتند دمي دور و بر مولا را

خون نمودند دمادم جگر مولا را

بين محراب شکستند سر مولا را

رفت و محراب شد از غصه او جان برلب

نقشه ها در سر کوفه است براي زينب

محمد حسین رحیمیان

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

1062447
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه گذشته
بازدید کل
157
398
4360
22617
1062447
امروز: جمعه، 07 ارديبهشت 1397

تماس با ما

آدرس: کاشان، خیابان غیاث الدین جمشید کاشانی، حرم الحسن (علیه السلام)

تلفن گویا : 55242321-31(98+)

صندوق پیامک : 20001018

پست الکترونیک: info@hasanjan.ir

چه کسی آنلاین است؟

ما 70 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم