هیئت فرهنگی عشاق الحسن علیه السلام کاشان - اشعار مناجات با خدا

 

  Aparat-Icon-Gary   Instagram-Icon-Gary   Telegram-Icon-Gary

  •   این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
  • 031-55242321

بساط عاشقی ما به پاست این شبها

زمان آشتی باخداست این شبها

گناهکارقدیمی  دوباره برگشته

صدای زمزمه ها آشناست این شبها

زمان بده به زمین خورده ای اله کریم

اگرمرابزنی هم رواست این شبها

خوشا به حال گدایی که چشم تردارد

که گریه های سحر کیمیاست این شبها

کنارسفره ی افطار،زیرلب گفتم

نگفته ای به خود ، آقاکجاست این شبها

قسم به خاک نشسته به چادرزهرا

مراببخش ، ببخشی رواست این شبها

ز فتنه های زمانه خط امان داریم

چرا که نام علی ،ذکرماست این شبها

گدای صحن و سرای شهنشه نجفم

دلم هوایی ایوان طلاست این شبها

دل شکسته ی ما با سلام ارباب

مسافر حرم کربلاست این شبها

سلام بر لب عطشان سیدالشهدا

سخن زتشنه لب سرجداست این شبها

شنیده ام که  سرش نی به نی عوض میشد

شکایت من از آن نیزه هاست این شبها

قاسم نعمتی

 

**********************

پر شکسته ی من را ببین خدای کریم

ببین چگونه شدم مُستکین خدای کریم

نشسته ام سر راهت مگر نظر بکنی

تویی غنی و منم خوشه چین خدای کریم

به هر که رو زدم اصلاً به من محل نگذاشت

نزن تو روی مرا بر زمین خدای کریم

خمیده ، با سر زانو ، شکسته و نادم

به سویت آمده ام این چنین خدای کریم

به یاد حرف اویسم ... ببخش عبدت را

که با غریبه شدم همنشین خدای کریم

نریز آبرویم را به پیش چشم همه

نگیر بر گنهم ذرّه بین خدای کریم

اگر چه روسیهم عاشق علی هستم

شفیع من شده حصن حصین خدای کریم

به خاطر گل روی علی مرا بخشید

همین خدای رحیم و همین خدای کریم

علاج درد گناهم هوای کرب و بلاست

مرا ببر به بهشت برین خدای کریم

بهانه دارم و دلتنگ کف العباسم

شبیه حضرت امّ البنین خدای کریم

محمد فردوسی

 

************************

باور نمی کنم که مرا هم خریده ای

آخر مگر ز عبد فراری چه دیده ای

لایق نبوده ام بنشینم کنار تو

با لطف خود مرا به حضورت کشیده ای

هرگز به روی من نزدی عبد عاصی ام

اصلاً نگفته ای که تو پرده دریده ای

با این همه گناه و خطایی که داشتم

هرگز ندیده ام ز گدایت بُریده ای

گفتم دگر ز چشم تو افتادم ای خدا

امّا هنوز در بر من آرمیده ای

من بی توجّهی به تو کردم ولی مُدام

ناز مرا به خاطر زهرا کشیده ای

ماه مبارک است و دلم شد سرای تو

از روح خود دوباره به جسمم دمیده ای

شرم از عذاب نوکر زهرا نموده ای

گفتی بیا که نوکر قامت خمیده ای

وقتی میان کوچه زمین خورد مادرم

آنجا صدای ناله ی او را شنیده ای

محمد فردوسی

 

 *******************

من را هميشه خواندي و نشناختم تو را

از غصه ها رهاندي و نشناختم تو را

اين بنده‌ی اسير معاصي و نفس را

از درگهت نراندي و نشناختم تو را

بی یاد تو گذشت همه عمر من ولی

با من هميشه ماندي و نشناختم تو را

بر خان رحمت و کرم و استجابتت

عمري مرا نشاندي و نشناختم تو را

شب هاي جمعه تو نمک اشک و روضه را

بر جان من چشاندي و نشناختم تو را

با رأفت و بزرگي و آقائيت مرا

تا کربلا رساندي و نشناختم تو را

یوسف رحیمی

 

*******************

در پیشگاه قدسی تو ای خدای من

می دانم اینکه رنگ ندارد حنای من

از بس که توبه کردم و توبه شکسته ام

چنگی به دل نمی زند این توبه های من

با اینکه مُهر خاتمه خورده به نار تو

آزاد و خودسر است عنان هوای من

یا رب ببین که از سر تکرار معصیت

دیگر شکسته قبح معاصی برای من

گر تو مرا رها کنی از دست می روم

بی لطف تو شود دل دوزخ سرای من

ای مالکی که فضل بریّه از آن توست

دستی بکش به روی سر بی نوای من

سوگند می خورم به مقام ربوبیت

جز آستان تو نبوَد التجای من

آن فطرسم که در پی قنداقه آمدم

یعنی شکسته بال و پر ربّنای من

امشب بیا به خاطر ارباب بی کفن

منّت گذار و درگذر از این خطای من

جان حسین ... روزی ما را رقم بزن

امضا نمای تذکره ی کربلای من

محمد فردوسی

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

1135087
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه گذشته
بازدید کل
357
292
1337
20198
1135087
امروز: دوشنبه، 29 مرداد 1397

تماس با ما

آدرس: کاشان، خیابان غیاث الدین جمشید کاشانی، حرم الحسن (علیه السلام)

تلفن گویا : 55242321-31(98+)

صندوق پیامک : 20001018

پست الکترونیک: info@hasanjan.ir

چه کسی آنلاین است؟

ما 19 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم