هیئت فرهنگی عشاق الحسن علیه السلام کاشان - اشعار میلاد سید الساجدین (سلام الله علیه)

 

  Aparat-Icon-Gary   Instagram-Icon-Gary   Telegram-Icon-Gary

  •   این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
  • 031-55242321

 تا خداوند ميرسم با تو

با خداوند ميرسم تا تو

همه در وحدت تو گم شده اند

من تو ما تو شما تو آنها تو

ما مسير تو را عبور شديم

راهِ سير و سلوكي ما تو

عبدم و لا فقير الا من

ربي و لاكريم الا تو

آنكه از تو سبو گرفته منم

بارها آبرو گرفته منم

چه مقاميست مادر تو شدن

مثل پروانه ي سر تو شدن

بال جبريل عرش مال خودش

راضي ام با كبوتر تو شدن

عليِّ اكبر است و آرزوي

چند سالي برادر تو شدن

ميشود برتر از سليمان شد

ظرف يك روز نوكر تو شدن

اين غلام سياه را نفروش

كردم عادت به قنبر تو شدن

به خداي يگانه مي ارزد

كشته ي نام اطهر تو شدن

پدرت هم به تو ولي ميگفت

بابي أنت يا علي ميگفت

آمدي و حسين خندان شد

همه جا جز بقيع چراغان شد

آمدي و به بركت نامت

نام جدت علي فراوان شد

مادرت شد عروس زهرا و

افتخارش نصيب ايران شد

آشنا با صحيفه اش كردي

هركه بر سفره ي تو مهمان شد

رمضان ماهِ سِرِّ شعبان است

رمضان شرح ماه شعبان شد

عده اي كه به پات افتادند

به مناجات راهشان دادند

ابر و خورشيد و ماه در كارند

خاكي از زير پات بردارند

تب تو تب نبود درمان بود

راويان تب تو بيمارند

دوستان قديمي زهرا

به تو و مادرت بدهكارند

در اسيري مادرت حتي

از مقامات او خبر دارند

هرچه مِهريه اش گران باشد

باز قوم علي خريدارند

به غلامت بگو دعا بكند

اين گرفتارها گرفتارند

با مناجات تو ملائكه هم

سر شب تا به صبح بيدارند

تا نگاهي به بالشان بكني

از كرم خوش به حالشان بكني

كاش ميشد بنا درست كنند

گنبدي از طلا درست كنند

همه جاي مدينه را نه، نه

لااقل پنج تا درست كنند

گرد و خاك بقيع را ببرند

تا برايم دوا درست كنند

شيعيان حاضرند با گريه

آستان تو را درست كنند

با النگوي دختران عجم

چند ايوانْ طلا درست كنند

سنگها ميخورد بر سر تو

تا كه شايد صدا درست كنند

عمه را زد ولي سر تو شكست

هم سر عمه هم سر تو شكست

 

علي اكبر لطيفيان

 

******************

 

سوي مجنون برسانيد كه ليلايي هست

ما شنيديم در اين شهر كه آقائي هست

دورِ اين خانه شلوغ است اگر جائي هست

دردمنديم و دلي خوش كه مداوائي هست

شب عيد است بيائيد حنا بگذاريم

سر به خاكِ قدمِ مردِ دعا بگذاريم

تا پدر چشم به چشمانِ تو احيا دارد

پر گهواره ي تو روحِ مسيحا دارد

و حسن خيره به چشمانِ تو نجوا دارد

نوه­ي حضرت زهراست تماشا دارد

جلوه ي تام علي بر تو مبارك بادا

سومين نام علي بر تو مبارك بادا

فطرسي آمده و از تو پري مي خواهد

از تو عيسي نفسِ ناب تري مي خواهد

يوسف از دستِ تو مژگانِ تري مي خواهد

كه غبارِ قدمت رفته گَري مي خواهد

يا كريميم و سرِ جاده ي تو شيعه شديم

ما كنارِ پرِ سجاده ي تو شيعه شديم

عشق وقتي به نهايت به نهايت برسد

تازه شايد كه سرش بر كفِ پايت برسد

چشمِ جبريل اگر سوي عبايت برسد

نه محال است مقامش به گدايت برسد

نه فقط پهنه­ي افلاك نمك گير تواند

تو از اين كشور و اين خاك نمك گير تواند

مثلِ پيراهنِ يوسف كه به كنعان آمد

مثلِ ابري كه سرِ خاك بيابان آمد

صاحب خانه­ي خود جانبِ ايران آمد

خانه­ي مادري اش شاهِ خراسان آمد

خاكِ ما خانه ي تو سايه مطلق داري

حقِ آب و گِل و بر گردنِ ما حق داري

عشقِ ايرانيِ ما كارِ بنايت با ماست

حوض و فوّاره و ايوانِ طلايت با ماست

طاقِ گلدسته، رواق، آينه هايت با ماست

خادميِ حرم و صحن و سرايت با ماست

طرحِ زيباتري از باغِ جنان مي سازيم

و ضريحِ نويي با فرشچيان مي سازيم

مصلحت بود اگر شيرِ خدا مي گشتي

تو علي هستي و شمشيرِ خدا مي گشتي

مست از جلوه­ي تكبيرِ خدا مي گشتي

تكسوارِ عرب و شيرِ خدا مي گشتي

بازوي هاشمي ات تيغ اگر بر مي داشت

كربلا زيرِ قدم هات تَرَك بر مي داشت

رخصتت بود اگر يك تنه لشكر بودي

ميمنه، ميسره بودي و مكرّر بودي

اي امام ابنِ امام از همه بهتر بودي

رخصتت بود اگر حضرتِ حيدربودي

كربلا ديد پدر را نفست ياري كرد

وه كه با نامِ تو عباس علمداري كرد

واژه ات خطبه شد و تيغِ علي وار آورد

خطبه ات شورِ علي در دلِ پيكار آورد

چه بلائي به سرِ كاخِ ستمكار آورد

شيعه را با شب و شمشير و دعا با آورد

با تو در شام عجب معركه بر پا شده است

كه دعا گوي شما زينبِ كبري شده است

 

حسن لطفي

 

******************
 

ما همان یا کریم بام شما

جبرئیل قدیم بام شما

صبح روز نخست خواندمتان

چقدر آشناست نام شما

صبح روز ازل حوالی نور

سجده کردیم بر کدام شما؟

من حلالم بود حلال شما

من حرامم بود حرام شما

چهارده قرن دست هیچ کسی

دل ندادم به احترام شما

به شما معدن کرم گفتند

و به ما سائل حرم گفتند

پر من بال و بال من پر شد

پر و بالی زدم کبوتر شد

به نفس های حضرت سجاد

حالمان خوب بود و بهتر شد

سحر پنجم عبادت بود

کوچه های خدا معطر شد

مردی از سمت ابرهای دعا

آمد و خشکی دلم تر شد

آمد و با خودش کتاب آورد

او امام آمد و پیمبر شد

مردی از سمت آفتاب آمد

با مفاتیح مستجاب آمد

آمده تا مرا تکان بدهد

چشم گریان به این و آن بدهد

آمده روی پشت بام سحر

با صدای خدا اذان بدهد

بشکند میله قفس را تا

بالها را به آسمان بدهد

با خودش مصحف نور آورده

تا خدا را به ما نشان بدهد

به نگاهش دخیل می بندیم

تا مناجات یادمان بدهد

ای مسیر سبز نجات

بر مناجات کردنت صلوات

ای مناجات و ای نسیم دعا

راه نزدیک ما به سمت خدا

ای که دریا کنار تو قطره

قطره با یک نگاه تو دریا

نذر سجاده قدیمی توست

چهارمین رکعت نوافل ما

ای امام علی دوم من

ای امام چهارم دنیا

مرد شب زنده دار سجاده

مرد محراب التماس دعا

از تو بوی نماز می آید

بوی راز و نیاز می آید

مادرت آفتاب حجب و حیاست

شرف الشمس سید الشهداست

مایه آبروی ایران است

افتخارم همیشه ام به شماست

از تو و مادر تو این دل ما

عاشق خانواده زهراست

یک سفر پیش ما نمی آیی

سفر مادری تو اینجاست

تو عجم زاده ای تو فامیلی

پس حرم سازی ات به گردن ماست

تو در این سرزمین گلکاری

به خدا حق آب و گل داری

آفتابی که حق کشیده تویی

جلوه ای که کسی ندیده تویی

با ظرافت ، خدای عز و جل

بی نظیری که آفریده تویی

آنکه با کفه تولایش

پای میزانمان کشیده تویی

شب اسیر هزار رکعت تو

به خدایت قسم پدیده تویی

نخلهای بلند نخلستان

بارش رحمتی که دیده تویی

با دعای غلام دارد

آسمان مدینه می بارد

 

علی اکبر لطیفیان

 

******************

 

نور حق می دمد از مشرق سجاده‌ی تو

چه شکوهی ست در این زندگی ساده تو

می رود از نظرش جنت و ملک و ملکوت

آنکه از روز نخستین شده دلداده‌ی تو

زمزم و کوثر و تسنیم به وجد آمده اند

از زلالی مي و روشني باده‌ی تو

هر کسي معجزه‌ی چشم تو را باور کرد

مي شود بنده ولي بنده‌ی آزاده‌ی تو

با کرامات نگاهت دل هر عاشق را

می برد سمت خدا روشنی جاده‌ی تو

آمدي تا به جهان نور يقين برگردد

نور ايمان و سعادت به زمين برگردد

مکه با مقدم تو عطر بهاران دارد

ديده‌ی روشن تو رحمت باران دارد

کعبه بر شانه‌ی لطف تو توکل کرده

با نفس هاي مسيحايي تو جان دارد

مثل جدّت تو نهادي حجر الاسود را

ور نه بي مرحمتت قامت لرزان دارد

هر کسي در دل او نور ولايت جاري ست

به کرامات تو و چشم تو ايمان دارد

از نگاهت همه اعجاز و يقين مي بارد

چشمهايت چقدر تازه مسلمان دارد

آيه آيه کلمات تو همه روشني اند

خط به خط مصحف تو جلوه‌ی قرآن دارد

لحظاتت همه از نور خدا لبريزند

مگر اين شوق الهي تو پايان دارد

شب گذشت و سر تو بر روي تربت مانده

در عروجي تو ولي شوق عبادت مانده

با تو هر لحظه‌ی من بوي خدا مي گيرد

عطر اخلاص و مناجات و دعا مي گيرد

بچشان بر دل ما طعم عبوديّت را

سجده هامان به نگاه تو بها مي گيرد

تو ولي نعمت ما و همه عبدت هستيم

رحمت واسعه ات دست مرا مي گيرد

تا بقيعت دل شيداي مرا راهي کن

عشق از گوشه‌ی چشمان تو پا مي گيرد

آنقدر بنده نوازي که دل چون من هم

عاقبت تذکره‌ی کرب و بلا مي گيرد

باني روضه‌ی اربابي و باران باران

چشمم از محضر تو اذن بکا مي گيرد

از تو بر گردن اسلام چه دِيْني مانده

با فداکاري تو شور حسيني مانده

رهبر جان به کف اهل ولايي آقا

مظهر بي بدل صبر و رضايي آقا

به تو و عزت و ايثار و شکوهت سوگند

علم افراشته‌ی خون خدايي آقا

بيرق نهضت ارباب به روي دوشت

وارث سرخي خون شهدايي آقا

خطبه‌ی حيدري ات کاخ ستم را لرزاند

دشمن تو نبرد راه به جايي آقا

کربلا را که تو به کوفه و شام آوردي

همه ديدند که مصباح هدايي آقا

مصحف چشم تو از عشق حکايت دارد

راوي غيرت و ايمان و وفايي آقا

ديده‌ی غرق به خون تو گواهي داده

تو عزادار چهل سال منايي آقا

اشک هم از غم چشمان تو خون می‌گرید

زائر جان به لب کرب و بلايي آقا

چشمهاي تو از آن ظهر قيامت مي خواند

دم بدم در همه جا داشت مصيبت مي خواند

غربت و بي کسي قافله يادت مانده

شام اندوه و شب هلهله يادت مانده

خار غم چشم تو را باز نشانده در خون

پاي زخمي و پر از آبله يادت مانده

در خرابه تو هم از پاي نشستي آخر

قامت خم شده‌ی نافله يادت مانده

زخم بي مرهم چل روز اسارت آقا

سالها سلسله در سلسله يادت مانده

سالياني ست که اين داغ شهيدت کرده

تلخي طعنه‌ی صد حرمله يادت مانده

قاتلت درد و غم و بي کسي عاشوراست

سالياني ست دل زخمي ات ارباً ارباست

 

یوسف رحیمی

 

 

 

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

1135105
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه گذشته
بازدید کل
375
292
1355
20198
1135105
امروز: دوشنبه، 29 مرداد 1397

تماس با ما

آدرس: کاشان، خیابان غیاث الدین جمشید کاشانی، حرم الحسن (علیه السلام)

تلفن گویا : 55242321-31(98+)

صندوق پیامک : 20001018

پست الکترونیک: info@hasanjan.ir

چه کسی آنلاین است؟

ما 37 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم