Aparat-Icon-Gary   Instagram-Icon-Gary   Telegram-Icon-Gary

  •   این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
  • 031-55242321
گفت و گو با حاج‌ حسین سازور
از ذاکران نام آشنای اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام

حاج حسین سازور: کنار خوان امام حسین، نان و پیاز خودت را نخور

حسین سازور از ذاکران به‌نام اهل‌بیت(ع) در شهر تهران است. «ایشان استاد و استوانه روضه هستند» این نقل قول مشهوری از اوست که درباره حاج منصور ارضی بیان کرده است. او در این گفتگو از سبک، فرهنگ، قانون، روضه و ... درباره مداحی می‌گوید.
Sazvar-H-001
iconحاج‌حسین سازور، از ذاکران نام‌آشنای اهل بیت عصمت و طهارت(ع) در تهران است. در خانواده‌ای مذهبی دیده به جهان گشوده و به گفته خودش پدرش هر شب جوشن کبیر می‌خوانده و مادرش پنجاه سال روضه خانگی داشته است. در سال 64 اولین بار با حاج‌منصور ارضی رودررو آشنا شده و اکنون او را استاد و استوانه روضه می‌داند.

پاسی از شب گذشته بود که برای مصاحبه با حاج حسین سازور به حسینیه موج الحسین(ع) رفتیم؛ در خیابان خیابان 17 شهریور، بعد از تقاطع قیام. در فضایی صمیمی مصاحبه را آغاز کردیم؛ صریح و محکم و شورانگیز حرف می‌زد، مختصری از خاطرات کودکی و جوانی‌اش گفت و بعد از دغدغه‌هایش؛ از تأثیر نفس در ثبت نوحه‌های ماندگار تا اصول و آداب ذاکری و نوکری، خواص دستگاه امام حسین(ع)، سبک ملودی و شعر در نوحه‌خوانی، احکام و آداب و اسرار مجلس امام حسین(ع)، مقام روضه و گریه و... . 

قبل از انقلاب حوالی سال 49 یادم هست که یک هیئت شش نفره داشتیم که یک هیئت خانگی بود و معمولا در ایام محرم در خانه خودمان برگزار می‌شد که بعد به هیئت هفتگی شب‌های جمعه تبدیل شد و آن هیئت هفتگی در طول سال ادامه داشت و تا به محرم می‌رسید، اوج می‌گرفت. جایی در خیابان آیت‌الله سعیدی داشتیم. چون مسجد موسی بن جعفر(ع) در آن محل محور بود و تا سال 49 خود آیت‌الله سعیدی در آن نماز می‌خواند که در همان سال به شهادت رسید. وضعیت به همین منوال گذشت تا اینکه انقلاب به پیروزی رسید.

در روزهای انقلاب در ایام محرم که تکیه می‌بستیم، از روز پنجم و ششم جلسه شلوغ می‌شد. بعد از انقلاب به تدریج در کنار ایام محرم، جلسات هفتگی را راه‌اندازی کردیم و جلساتی که الآن داریم از سال 61 برقرار است و الآن قدمتی حدود 30 ساله دارد و یکشنبه شب‌ها برگزار می‌شود. جلسه‌ای هم داریم که جمعه‌ها عصر در شهرری برگزار می‌شود و آن نیز قدمتی 30 ساله دارد. در جلسه‌ای دیگر صبح پنجشنبه‌ها زیارت عاشورا داریم که نزدیک 20 سال است هر هفته برگزار می‌شود و این‌ها جلسات ثابت ما است.

جلسات مناسبتی مختلفی نیز در میلادهای اهل بیت(ع)، دهه‌ فاطمیه، ماه رمضان و... در ایام مختلف سال، چندین سال است که برقرار است و اکثر آن جلسات هم در همین موج‌الحسین(ع) برگزار می‌شود. اولین جلسه رسمی هیئت رزمندگان در تهران جلسه ما بود که حاج‌آقا منصور، حاج‌آقا حدادیان و حاج‌آقا پوراحمد می‌آمدند و من هم در خدمت دوستان بودم.

arrow-feature-back از چگونگی و چند و چون شکل‌گیری موج‌الحسین(ع) بفرمایید؛ چه شد که این حسینیه چنین نامی به خود گرفت؟

در یکی از شب‌های محرم در محبان المرتضی(ع) برنامه داشتیم؛ هیئتی که حاج محمود ژولیده و داود عابدی در جبهه حوالی سال‌های 60 -61 تأسیس کرده بودند. بعد از یک سالی که به تهران آمدند، ما به پست حاج‌محمود خوردیم و صفای ایشان جذب‌مان کرد و تا مدت‌ها به جلسه پربار ایشان می‌رفتیم تا اینکه تصمیم گرفتیم بعد از مسجد ارک جلسه‌ای بگیریم و اولین سال در خیابان باغ جواهری در خیابان ایران در منزل سیدمحمودی برنامه گرفتیم. بعد از مدتی حسین چکش‌طلا اینجا را خرید و جواز گرفت و ساخت. حوالی سال‌های 82 یا 83 بود که فقط یک سقف زیر زمین را زده بودند و ما تلاش می‌کردیم که برای محرم آماده شود. شروع به کار کردیم و بچه ها را بسیج کردیم و کف خاکی زیرزمین را درست کردیم و بخاری گذاشتیم که خشک شود. هر جوری بود آنجا را آماده کردیم و اتفاقا استقبال عجیبی هم صورت گرفت. بعد که حسینیه ساخته شد، طبقه بالا آمدیم. آن زمان اسم اینجا به حسینیه چکش‌طلا معروف شده بود. در مشهد به حاج منصور گفتم که یک اسمی برای حسینیه بگذارید. ایشان هم گفتند موج الحسین(ع) و موج الحسین(ع) شد.

arrow-feature-back به نظر شما علت ماندگاری و تأثیر نفس ذاکران و نوحه‌خوان‌های قدیمی و پیشکسوت‌های این کار مانند حاج ناظم، شیخ رضا سراج، نادعلی کربلایی و بزرگانی که در قید حیات هستند چیست؟

من توفیق زانو زدن مقابل این بزرگان را نداشتم، اما از ماندگاری‌شان می‌شود فهمید که این عزیزان چقدر ارزش داشتند؛ علت‌اش این بود که آن چه را که اهل بیت(ع) خواستند، این‌ها هم همان را خواستند، تنها راز ماندگاری‌شان همین است.

واقعه‌ای را درباره امام حسین(ع) نقل کرده‌اند که حضرت در آخرین حمله‌ای که به سپاه کوفه کرد و آنان هزیمت کردند و پراکنده شدند و آن لشکر 30 هزار نفری مثل پنبه از هم پاشید، منادی خدا به امام حسین(ع) خطاب کرد (برخی می‌گویند خطاب خود خدا بوده) که فرمود: آنچه را که به تو وعده داده شده، آماده‌ایم به تو بدهیم و کشته‌ هم نشوی؛ یعنی اگر می‌خواهی کشته هم نشوی ما آن را می‌دهیم، حالا چکار می‌کنی؟ اختیار را به امام حسین(ع) داد. سیدالشهداء(ع) چون قله بندگی خدا را فتح کرده بود،به خدا گفت: خدایا تو چه می‌خواهی، آنچه را که تو می‌خواهی من همان را می‌خواهم. بالاتر از این تعبیر را نمی‌توان گفت. خطاب رسید ما می‌خواهیم تو را کشته ببینیم و زن و بچه‌‌ات را اسیر. بعد حضرت از حمله دست کشید.

امام حسین(ع) اگر ماندگار شد یک جهت‌اش این بود که آنچه را که خدا می‌خواست؛ ایشان هم همان را خواست. این را باید به گوش مداحان رساند. با اینکه خدا گفته بود، هرچه می‌خواهی می‌دهیم، اما ایشان همان را خواست که خدا می‌خواست. این رمز عبودیت است. اگر امثال حاج ناظم ماندگار شدند علت این است که آنچه اهل بیت(ع) خواستند این‌ها همان را خواستند و خواسته خود را کنار گذاشتند و خواسته اهل بیت(ع) را بر خواسته خود غلبه دادند. هرکس این کار را کند بقا دارد؛ بقا بر بودن و حضور نیست، خیلی‌ها از دنیا رفته‌اند اما بقا دارند.

Sazvar-H-001

عمل به قانونِ خود شرط نیست

شیخ صدوق متعلق قرن چهارم هجری است، الان قرن چهاردهم است. هزار سال است که شیخ صدوق هست. چند صد سال است که شیخ مفید است. امام خمینی(ره) تا قیامت خواهد بود. خودش فرمود من عهد کرده‌ام هیچ چیز را بر رضای خدا ترجیح ندهم. این تفکر بقا دارد. هیچکس در خلقت نمی‌تواند امام حسین(ع) را خط بزند. این تفکر ماندگار است. آن‌ها که می‌خواهند بقا داشته باشند، به نظر من راهش این است آنچه که اهل بیت(ع) می‌خواهند به آن عمل کنند؛ عمل به قانونِ خود شرط نیست. آن‌ها که صاحب نفس بودند، آن چیزی را که می‌خواستند پیاده کنند تا مردم به سمت خدا روند، از خودشان در نیاوردند؛ آن را هم از خدا گرفتند.

شیخ شوشتری روضه را از روی کتاب برای مردم می‌خواند. در احوالات ایشان هست که به حرم سیدالشهداء(ع) رفت و التماس کرد و گفت: من می‌خواهم مردم به در خانه شما بیایند و آن‌ها را به سمت شما هدایت کنم. مرا کمک کنید و عنایتی کنید، به من چیزی بدهید که در این راه موفق باشم. در عالم خواب سیدالشهداء(ع) را دید که به حبیب‌ابن‌مظاهرفرمود: از سفره ما نانی به شیخ جعفر بدهید تا بخورد. تأثیر همان نان بود که شیخ جعفر تا بالای منبر می‌گفت «السلام علیک یا اباعبدالله(ع)» چندین نفر را بیهوش از مجلس بیرون می‌بردند.

نوکری امام حسین(ع) عطایی و گزینشی است، نه اکتسابی

چیزهایی در مجلس امام حسین(ع) هست که اکتسابی نیست، دستگاه سیدالشهداء(ع)کسب کردنی نیست. سرّ و رمز فنی و اصلی کار، عطای اهل بیت(ع) است؛ باید امام حسین چیزی به آدم بدهد. همه چیز را هم اگر یاد بگیریم و به دست بیاوریم، با یک نگاه امام حسین(ع) برابری نمی‌کند. اهل بیت(ع) هم اگر بخواهند چیزی به شما بدهند اسراف نمی‌کنند، باید فرد مورد نظر زمینه‌اش را داشته باشد. اعماق دل آدمی را می‌بیند و بررسی می‌کند که آیا در آدم آن مقبولیت و ظرفیت هست و آنگاه به او عطا می‌کند.

arrow-feature-back فرد باید چه مختصات و مشخصاتی را در خود جمع کند تا شایسته عطا و گزینش اهل بیت(ع) بشود؛ به بیان دیگر و به تعبیر هیئتی‌ها کسی که منتسب به نوکری دستگاه امام حسین(ع) است چه آدابی را باید رعایت کند تا مورد گزینش ایشان قرار گیرد؟

من اعتقادم را می‌گویم؛ ممکن است حرفی را که من می‌زنم، در مورد خودم صادق باشد، اما چنین چیزی برای دیگری انجام نشده باشد. من اعتقادم این است که دستگاه امام حسین(ع) گزینشی است که خود اهل بیت(ع) انجام می‌دهند. الان شما اراده کنید که در شغلی قرار گیرید. می‌توانید و می‌روید در شغلی قرار می‌گیرید؛ برخی شغل‌ها زحمت کم‌تر و برخی شغل‌های دیگر زحمت بیشتری دارند، اما این گونه نیست که اگر اراده کنی، نوکر امام حسین(ع) باشی. اینجا باید گزینش اهل بیت(ع) باشد.

به قانون اهل بیت(ع) عمل کنیم نه قانون خودمان

اگر ما اعتقاد داریم که اهل بیت(ع) ما را گزینش کرده‌اند، پس به آن قوانینی که ایشان گذاشته‌اند باید عمل کنیم، نه قانون خودمان. من عرضم این است که ذاکری در دستگاه امام حسین(ع) گزینشی است که انجام می‌شود. اهل‌بیت(ع) برخی را برای این کار انتخاب می‌کنند، حال در آنان چه می‌بینند که برای این وادی می‌گذارند، آن را نمی‌دانیم که شاخص‌هایش چه بوده است. ممکن است هر شخصی توجیهاتی برای خودش داشته باشد. این را اهل بیت(ع) می‌دانند و این نیست که اگر کسی صدایی داشت و شعری بلد بود، قیافه‌ای داشت و مقداری از فن کار را بلد بود به دستگاه امام حسین(ع) بیاید و بخواهد جولان دهد.

اینگونه نیست و باید نوکری در دستگاه امام حسین(ع) را اهل بیت(ع) گزینش کنند و اگر گزینش کردند آنها زندگی دنیایی اعم از کار، شغل و زن و فرزند، نیت و عبادت و همه چیزت را اداره می‌کنند و دیگر نیازی نداری بخوانی و پول بگیری، نیازی نداری که در خوانندگی سراغ بهترین ماشین بروی، مگر بهترین ماشین سوار شدن به مداحان شخصیت می‌دهد؟ سؤالم این است که آیا بهترین ماشین سوار شدن به مداح شخصیت می‌دهد و یا وجهه‌اش را بالا می‌برد؟ یا پول و لباس و شهرت آن چنانی داشتن؟ مگر شهرت به فرد شخصیت می‌دهد؟! اینطور نیست، این اثبات شده که اینطور نیست.

اگر به قانون اهل بیت(ع) تمکین کردیم و سر فرود آوردیم، همین کار ما  را درست می‌کند و اهل بیت(ع) برای ما شغل درست می‌کنند و خانه درست می‌کنند و... . اگر کسی در دستگاه امام حسین(ع) بگوید من این چیزهایی که به دست آوردم، خودم به دست آوردم، این غلط زیادی است. این ادعا در غیر از دستگاه امام حسین هم غلط زیادی است، چه رسد به این دستگاه. در دستگاه امام حسین(ع) کسی نمی‌تواند بگوید من خودم می‌خوانم، اداره می‌کنم، گریه می‌اندازم و... اصلاً این گونه نیست و کار دست دیگری است.

ما مجری قوانین اهل بیت(ع) هستیم و هرکس در اجرای قوانین اهل بیت(ع) قوی‌تر و مصمم‌تر، نزد اهل بیت(ع) مقرب‌تر است. ممکن است ما کنار قوانین اهل بیت(ع) خودمان تبصره‌هایی بزنیم، اما بهتر است بفهمیم آن چیزی که اهل بیت(ع) برای ما مقدر کرده‌اند، خوب است. مداحان، نوکران و ذاکران اهل بیت(ع) باید آن را بدانند. اگر قرار است اهل بیت(ع) من را اداره کنند من دیگر غصه شغل، خانه و کم آوردن‌ه و کمبودها را ندارم. اگر غیر از این باشد و قانون اهل بیت(ع) را قبول نداشته باشیم و قانون خودمان را قبول داشته باشیم، می‌گوییم ما یک جلسه می‌خوانیم، دو میلیون تومان می‌گیریم و فردا و پس فردا در جلسات دیگر می‌خوانیم و پولمان را می‌گیریم و بقیه ماه را هم می‌خوابیم! آیا این نوکری امام حسین است؟!

Sazvar-H-001

مطمئنا خیلی‌ها خط می‌خورند

شما دم از نوکری امام می‌زنید، مگر می‌شود کسی بگوید من نوکر این خانواده هستم، اما قانونش را من تعیین می‌کنم، هفته‌ای دو ساعت می‌خوانم و با این شرایط می‌آیم و باید صاحبخانه نیز با من این‌گونه برخورد کند! در این صورت تو دیگر نوکر نیستی، نوکر به کسی اطلاق می‌شود که سر سپرده قوانین آن خانواده باشد و هرچه آن‌ها می‌گویند، انجام دهد. بیایید قیاس کنیم کاری که ما انجام می‌دهیم آیا همان کاری است که آنها می‌خواهند؟ مطمئنا خیلی‌ها خط می‌خورند.

arrow-feature-back سؤال بعدی درباره نسبت هیئت و دستگاه امام حسین(ع) با سیاست است؛ برخی از نوحه‌خوانان و ذاکران به بهانه دوری از سیاست و اهل آن، از خواندن اشعاری درباره انقلاب، شهدا و دفاع مقدس پرهیز می‌کنند و ادعایشان این است که دستگاه اهل بیت(ع) ربطی با سیاست ندارد. نظر شما در این باره چیست؟

یکی از ابعاد صحبت‌های بنده درباره همین ضرورت بالا رفتن فهم از دستگاه سیدالشهداء بود. اگر فهم بالا نرود، فرد در کف می‌ماند و فقط برایش عاشورا و تاسوعا جلوه کرده است، بقیه سال چه می‌شود؟ آیا امام حسین(ع) برای این 10 روز و یک ماه محرم است؟ آیا امام حسین(ع) برای یک سال و یا یک عمر است؟ خیر! ما می‌خواهیم وسعت بی‌منتهای امام حسین(ع) را بفهمیم. وقتی این را بفهمیم در این میان کسی نمی‌تواند بگوید من سیاست در هیئت را قبول ندارم. برای این که دشمن سیدالشهداء(ع) با سیاست کار دارد، مگر می‌شود تو به آن کار نداشته باشی؟ چطور یزید بن معاویه ملعون به سیدالشهداء کار داشته و خاندان اهل بیت(ع) و آن همه انسان را تا زن و بچه تار و مار کرده و کشته است، بعد می‌شود سیدالشهداء(ع) به او کاری نداشته باشد؟ امروز آمریکایی‌ها در دنیا چیکار می‌کنند؟ مسلمانان را نمی‌کشند؟

در دنیای امروز مسلمانان کشتار می‌شوند و مگر می‌شود ما نسبت به این ماجرا بی‌تفاوت باشیم؟ اگر کسی این تفکر را داشته باشد، بدان معناست که امام حسین(ع) را قبول ندارد و تنها جایی ایشان را قبول دارد که به نفع خودیت خودش باشد. می‌خواهد این حرف را بزند که من امام حسین را تا جایی قبول دارم که منافع من تأمین شود. ما در جلسه خودمان این قسم حرف‌ها را می‌زنیم. اگر کسی امام حسین(ع) را فهمید دنیا و آخرتش تأمین است و اگر کسی نفهمید ممکن است دنیایش تأمین باشد، اما چه دنیایی؟ یزید ملعون مگر چقدر بعد از امام حسین(ع) زندگی کرد، پنج سال! این چه دنیایی است؟ بنابراین به دنیایش هم نخواهید رسید. این که حضرت به عمرسعد فرمود اگر مرا یاری نکنی، به گندم ری هم نمی‌رسی یعنی به دنیا نمی‌رسی، اما او به جای اینکه این حرف را بفهمد گفت به جوی ری هم قانع هستیم.

arrow-feature-back سؤال بعدی مربوط به جریان‌شناسی خط اصیل نوحه‌خوانی است؛ در سال‌های اخیر در میان برخی ستایشگران و مادحین جوان، سبک‌های جدیدی مشاهده می‌شود که چه از لحاظ شعر و چه از لحاظ آهنگ و ملودی با خط سنتی متفاوت است و بعضاً انتقادتی را از سوی کسانی که به سبک سنتی تعلق خاطر دارند ـ چه از حیث سبک و ملودی و چه از حیث قوت و ضعف اشعار ـ به دنبال داشته است؛ نظر حضرتعالی در این باره چیست؟

در این قصه حرف زیاد زده شده. البته کسانی که در این موضوع انتقاد می‌کنند، همه‌شان خیرخواه نیستند و تنها عده قلیلی خیرخواه هستند. انتقاد خیرخواهانه از بیان معلوم است. اکثراً می‌خواهند چیزی را عَلَم کنند و بر سر نوکران امام حسین بکوبند؛ چیزی را مستمسک قرار دهند و به دستگاه سیدالشهداء(ع) خدشه وارد کنند.

کسر شأن ماست که از جاهای دیگر سبک بگیریم

اما درباره نوحه‌خوانی در این دستگاه باید عرض کنم که بطن این کار، خداوند متعال است که غنی است و امام حسین(ع) مظهر غنی‌بودن خداوند است. آن‌قدر مکتب امام حسین(ع) پُر است، دیگر لازم نیست از جای دیگری سبک بگیریم. مگر امام حسین(ع) کم دارد؟ شما در هر خیری بخواهی وارد شوی، امام حسین(ع) امام آن خیر است. فرض کن در دنیا بخواهی دنبال پول بروی، امام حسین(ع) امام آن پول است و آن کسی است که دستش به خزائن خدا می‌رسد. اگر بخواهی با نماز به جایی برسی، امام حسین(ع) امام نماز است؛ در حوزه سبک نوحه‌خوانی و ذاکری هم سیدالشهداء(ع) آنقدر غنی است که ما دیگر نیازی به سبک آوازه‌خوانان نداریم. به همین خاطر خیلی از رفقای ذاکر ما سبک‌هایشان را خودشان درست می‌کنند که سبک‌هایی سوزناک، پرحزن و حماسی هستند.

هرچیز که حزن داشته باشد مال امام حسین(ع) است. حتی اگر دیگران چیزی می‌خوانند که حزن دارد، برای امام حسین(ع) است. آن‌ها می‌آیند از امام حسین(ع) ما می‌گیرند، ما که می‌خواهیم مداح امام حسین باشیم چرا باید از آن‌ها بگیریم، این کسر شأن ما است. ارباب ما اختیاردار همه چیز است. من برای سبک خواندنم هم به امام حسین(ع) توسل می‌کنم که چون می‌خواهم برای محرم بخوانم باید سبکی داشته باشم و اوست که از کرم خود به هرکس سبکی می‌دهد.

کنار خوان گسترده امام حسین(ع)، بقچه خودت را باز نکن

مثالی می‌زنم: از همان ابتدای روضه‌خوانی برای امام حسین(ع) تاکنون شما دو سبک مانند هم پیدا نمی‌کنید. این همه سبک خوانده شده است. ممکن است ما یک سبک را دو سال بخوانیم اما دو سال بعد، این سبک عوض می‌شود و جلوتر می‌رود.اگر شما در شعرهای مربوط به عاشورا و امام حسین(ع) نگاه کنید، دو بیت مانند هم پیدا نمی‌کنید. خیلی عجیب است! چند میلیون بیت شعر برای امام حسین(ع) گفته شده، اما دو بیت آن مانند هم نیست. این به این دلیل است که شعر برای سیدالشهداء(ع) غنی است. چنین وجود نازنینی را اگر به سمتش برویم خیلی چیزها را از ایشان می‌گیریم و دیگر اصلاً نیازی نداریم که از سبک‌های پیش پا افتاده آوازه‌خوانان و یا سبک‌های غربی الگو بگیریم.

اگر کسی این کار را انجام داد بداند ناقلندری کرده است؛ یعنی تعبیر ساده‌اش این است که کنار سفره امام حسین(ع) بقچه خودش را باز کرده و می‌خواهد از بقچه خودش بخورد؛ چقدر به صاحبخانه بی‌احترامی می‌شود؟ مثل آن است که شما من را به خانه تان دعوت کنید و سفره پهن کنی و 10 رقم غذا بگذاری و من بقچه خودم را باز کنم و نان و پیاز خودم را بخورم، چقدر به صاحب‌خانه برمی‌خورد؟ سیدالشهداء(ع) می‌فرماید من غنی هستم، از من بخواهید تا به شما بدهم.

arrow-feature-back به نظر حضرتعالی سرّ ماندگاری سبک‌های نوحه‌خوانان قدیمی و اشعار شاعران بزرگی چون محتشم و عمان سامانی چه بوده و چگونه است که اشعار، سبک‌ها یا دودمه‌هایی مانند «بر مشامم می‌رسد هر لحظه...» یا «ای ساقی لب‌تشنگان...» چند ده سال و بلکه یک قرن در اذهان و افواه مردم می‌ماند و ورد زبان آنان می‌شود، اما بسیاری از اذکار و اشعار، تنها متعلق به یک محرم است و ماندگاری آن آثار را ندارد؟

سرِّش این است که آن شعر مورد پسند اهل بیت(ع) قرار گرفته است. البته نه اینکه اشعار دیگر مورد پسند ایشان نبوده باشد، به اشعار دیگر هم اهل بیت(ع) نظر دارند. نقل می‌کنند که شخصی به حرم امیرالمؤمنین(ع) رفت و از روی اخلاص شعری گفت و یک مقدار غلو هم داشت: «شمع می‌سازم برایت یا امیرالمؤمنین(ع)/ قد این گلدسته‌هایت یا امیرالمؤمنین(ع)» دستش را نیز دراز کرد که آقا یک صله به من بده! و ناگاه یک قندیل طلا به دستش افتاد.

شاعری آگاه به فن شاعری و وزن‌دان و قافیه‌دان این صحنه را مشاهده کرد و قصیده‌ای فاخر و قوی برای مولا خواند و سپس دستش را برای گرفتن صله دراز کرد و یک قندیل نقره در دستش افتاد. گفت: یا امیرالمؤمنین(ع) این شخص یک خط شعر خواند و به او  طلا دادی و من که یک قصیده خواندم به من نقره دادی. امام و امیرالمؤمنین(ع) هستی اما شعر بلد نیستی! حضرت به خوابش آمد و گفت هم امیرالمؤمنین(ع) هستم، هم امام هستم، هم شعر بلد هستم و خوب هم بلد هستم. اما آن فرد با همه وجودش شعر گفت و ما شعر او را پسندیدیم، تو شعری گفتی که مضمون و قافیه و ردیف داشته باشد.

Sazvar-H-004

محتشم که شعرش را گفت در قلب حضرت زهرا(س) نشست

اگر می بینید آن اشعار ماندگار شده است ببینید سراینده‌اش با چه اخلاصی شعر گفته که شعر در قلب حضرت زهرا(س) نشسته است. محتشم که شعرش را گفت در قلب حضرت زهرا(س) نشست و حضرت گریه کردند. چند قرن است که اشعار او پرچم و کتیبه شده است. نظر خاص اهل بیت(ع) به آن شعر است، شهریار یک دیوان شعر گفته، اما «علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را» را مولا پسندید و آن شاخص دیوان شهریار است و محتشم نیز دیوان بزرگی دارد، اما ترکیب‌بند «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» در قلب حضرت زهرا(س) نشسته است.

arrow-feature-back رهبر معظم انقلاب خطاب به شعرای آیینی تأکید کرده‌اند که از خواندن شعرهای متوسط و ضعیف در شأن اهل بیت(ع) پرهیز کنند و البته ایشان در جای دیگر فرموده‌اند که هیچ اشکالى ندارد از شعرى با زبان مردم البته با مضمون درست و صحیح استفاه شود. با این حال برخی از مادحین معتقدند که هرچند اشعار محتشم، نیّر تبریزی، عمان سامانی، آیت‌الله غروی اصفهانی و... بسیار والا و فاخرند، اما به دلیل قدیمی و مهجور بودن واژه‌ها و مضامین برای نوجوانان و جوانان امروز به صورت کامل قابل فهم نیستند و باید از اشعار ساده‌تر و همه‌فهم‌تر با سبک‌های جدید استفاده کرد. نظرتان درباره این موضوع چیست؟

این سؤال شما چند قسم جواب دارد: اول آنکه کار را باید از اهلش بپرسند و در وادی‌اش باشند. الان اگر تا صبح برای شما از شعر بگویم شاید متوجه شوید، اما کنه آن را متوجه نمی‌شوید. اهلش می‌دانند که در کجا شعر حماسی بخوانند و در کجا غزل مصیبت و در کجا شعر نوحه واحد؛ در کجا شعر متأخر بخوانند و در کجا شعر متقدم.

قسم دوم جواب این است که اهل بیت و امام حسین سمبل همه خوبی‌ها هستند و هرکاری متصل به ایشان باشد باید بالاترین خوبی باشد. من می خواهم برای امام حسین سینه بزنم، باید بهترین سینه را بزنم، اگر می‌خواهم گریه کنم بهترین گریه را داشته باشم و اگر شاعرم بهترین شعر را بگویم. اگر نوحه‌خوان هستم باید بهترین شعر را بخوانم. اگر من هیئت‌دارم و می‌خواهم برای امام مجلس درست کنم باید بهترین مجلس را درست کنم. شما نگاه کن که در خانه‌ات مهمان دارید و از نظر شما آدم‌های خوبی هستند و از نظر دیگران ممکن است خوب نباشند. شما برای مهمان خود چه می‌کنید؟ خانه را درست می‌کنید و فرش خوب، پذیرایی خوب، غذای خوب و کادوی خوب را به آنها می‌دهید. حال می‌خواهی هیئت امام حسین برگزار کنی کجا برگزار می کنی؟ زیرزمین؟ پارکینگ؟ زیر پایشان عزاداران موکت می‌اندازید؟ باید شعر خوب،گریه خوب، خواندن خوب و هرچه خوب است برای امام حسین(ع) خرج کرد.

گریه‌ها باید پای یک شعر بشود تا رشد کند

قسم سوم این است که برخی به مصداق «یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ» بضاعتشان کم است. حالا وظیفه نوکر و نوحه‌خوان این است که شعرش باید خوانده شود و به گوش چند مستمع برسد و چند گریه پای این شعر شود تا رشد کند. این‌گونه نیست که محتشم یکباره بگوید «باز این چه شورش است که در خلق عالم است/ باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است»؛ نه! قبل از آن 100 شعر گفته و خریدار نداشته است. شعرهایی را جایی خوانده‌اند، بر آن اشکی ریخته شده و سینه‌ای زده شده است و پیرهنی پاره شده تا حضرت زهرا(س) پسندیده است.

ایراد به کار امام حسین(ع) و دستگاهشان، نه در حیطه شما، نه در حیطه ما و نه در حیطه خیلی از افراد نیست. این‌ها مسائل معرفتی است و در مورد اشعاری که در آن خوانده می‌شود نمی‌توان با رویکرد و منظر بررسی شعر در یک شب شعر نگاه کرد. در این دستگاه آن چوپانی که گوسفندهایش را می‌چراند و نگاهش به گنبد امام حسین(ع) افتاد و گفت: حسین‌جان این همه آب و تو تشنه، این همه علف و ذوالجناح تو گشنه! امام حسین(ع) اسمش را جزء نوکران و شاعران نوشت، اما خیلی‌ها شعر گفتند و اسمشان ثبت نشد. باید دید چه چیز مقبول می‌افتد؟!

وظیفه منِ خواننده این است که برای امام حسین(ع) بهترین را بخوانم، در عین حال که بهترین را می‌خوانم آن فردی را نیز که در حد وسعش برای امام حسین(ع) شعر گفته و بضاعتش کم بوده، دستش را بگیرم و پای منبر بیاورم و یک خط شعر هم بخواند. این باعث رشد آن فرد نیز می‌شود و از خواندن شعر خود در دستگاه امام(ع) احساس عزت می‌کند و می‌کوشد تا قوی‌ترش را بگوید. کسی که می‌خواهد ایرادگیر باشد، باید این کاره باشد و هرکسی نمی تواند راجع به مجلس و نوحه‌خوان امام حسین(ع) اظهار نظر کند.

روضه جامع چه شرایطی دارد؟

ما می‌خواهیم برای امام حسین(ع) بهترین شعر را نیز بگوییم، یکی از جهات بهترین این است که ما جامع باشیم و روضه جامع داشته باشیم. منِ مداح می‌خواهم روضه بخوانم و یکی از بهترین روضه‌ها این است که جامع باشد. یکی از شرایط روضه جامع این است که با زمان حال انطباق داشته باشد. شمر این‌طور جنایت کرد و حرمله آن طور. می‌خواهید الان عین حرمله را ببینید، اسرائیل را ببینید. اگر می‌خواهید شمر را ببینید که از جنایتش چگونه خنده کرد و قهقهه زد، آمریکا را ببینید. ببینید چطور جنایتکار‌های آمریکایی چگونه صف به صف مسلمان ها را می‌کشند و چگونه خنده می‌کنند؟ این راباید به مستمع گفت. این یکی از ابعاد روضه جامع می‌شود.

دیگری این است که وقتی مستمع وارد می‌شود و یک اطلاعات گنگ راجع به موضوع روضه دارد، من به گونه‌ای بخوانم که آن اطلاعات گنگ از بین برود و مجهولاتش به معلومات تبدیل شود. به تعبیر دیگر مستمع وقتی داخل می‌شود با وقتی از مجلس خارج می‌شود، تفاوت داشته باشد. مستمعی که ندانسته به مجلس امام حسین آمده، باید دانسته از مجلس امام حسین(ع) بیرون برود که این هم یکی دیگر از ابعاد روضه جامع است.

شهر ما

یک دفعه دیگر من در بیت می خواندم و یک نفر از آن آدمهای مسئله داری که می خواهند خودشان را موجه جلوه کنند نشسته بود. این ها برای خالی نبودن عریضه به آنجا می آیند که خودی نشان بدهند و هیچ اعتقادی به آقا و نظام جمهوری اسلامی ندارند. وسط خواندن من که جمعیت سر پا سینه می زدند گفتم: آقا، مولای ما، عزیز ما، شهر ما قشنگیش به این مجلس و این معنویات است.

بعداً یکی از آقایانی که آنجا نشسته بود، بعد از چند وقت دیگر ما را دید و گفت که آقا من می خواهم به شما تذکری بدهم. شما آن حرفی که زدید بالاخره آقای فلانی آنجا نشسته بودند و به نظر یک مقداری ناراحت شدند. گفتم ببخشید که شما مدافع آقای فلانی هستید یا مدافع دین خدا هستید. مگر من حرف بدی زدم. بنده هم اگر مانند شما وامدار آن آقا بودم از این افاضات زیاد می کردم. برو دنبال کارت، دیگر از این تذکرات به من ندهی. فهمید کارش از کجا خراب است. ما اگر آنجا بخوانیم «وَ» را «وِ» بگوییم آقا به ما می گوید و این باعث افتخار ماست. شما برای ما نمی خواهد تعیین تکلیف کنید. به خاطر همین هیچ کس با ما خوب نیست. ما تا وقتی حرف امام حسین رابزنیم و هر کسی سرسپرده امام حسین است به ما تمکین می کند. اگر بخواهیم حرف آنها را بزنیم باید وامدارشان باشیم.بعداً یک نفر دیگر به من گفت آن چیزی که گفتی خیلی خوب بود. بالاخره ما باید وظیفه خودمان را انجام بدهیم.

یادگاران جنگ

خدا رحمت کند رفقای ما که در جبهه مداح بودند، شهید داوود بنی جمالی که مداح خوبی بود و کربلای 5 شهید شد، شهید داوود دهقانی که بچه شوش بود و مداحی می کرد، یک نفر بود که رفیق محمود ژولیده بود و من چند دفعه دیده بودمش شهید داوود عابدی ، شهید جواد رسولی، شهید غلامعلی رجبی که در مرصاد دیدمش و در همان جا هم شهید شد. که همه مداح بودند. مداحانی که نسل جبهه، نسل خون، نسل آن غربت ها هستند، این بار را باید بیشتر به دوش ببرند.باید بیشتر کار کنند و بیشتر خرج بشوند. من یادم هست که تولد حضرت زهرا در جبهه در بعد از کربلای 4 بود که برنامه ای داشتیم و چند تا چادر سرهم کرده بودیم و از صدا وسیما هم فیلمبرداری کردند. جلسه خیلی پر گریه ای بود. چون بسیاری از بچه ها در عملیات شهید شده بودند. باید این قصه را منتقل کرد. مداحان و هیئتی ها سه وظیفه مهم دارند. حفظ، نشر، انتقال.ما باید این دستگاه را حفظ کنیم. دیگران چگونه حفظ کردند.

روضه خانگی

مادر من پنجاه سال روضه خانگی داشت. یک آقای گلچین بود که خدا رحمتش کند، آقای افشار، سید نجفی روضه می خواندند. هر ماه سه تا روضه خوان داشتند. من بچه بودم و یک کسی در احمدیه (خیابان عارف شمالی امروزی) به نام حاج مخبر که از روحانیون خوب منطقه بود که منافقین ایشان را به شهادت رساندند. مادر ما مشتری روضه ایشان بودند. مرشد احمد بود در احمدیه که مادر ما به روضه اینها می رفت.آیت الله سعیدی خانه ما روضه می خواند.اینها بار به دوش انسان می آورند. مداحان باید بدانند که وظیفه ما حفظ همه اینها با اصالت و غنایش است و در عین حال باید نشر بدهند.

مقام گریه

بعضی ها نتوانستند مقام گریه را برای ما تبیین کنند و خمودگی و غصه و غم گریه را برای ما گفتند. این طور نیست هر کسی که صاحب گریه است سرزنده و بانشاط است. اشتباه کرد آقایی که گفت من می خواهم سایت خنده بزنم. روضه ها باید به خانه ها برود. روضه ها از خانه ها بیرون آمده که ماهواره و مدهای غربی پی در پی درآن است. این که مردم پای درس شما بشینند شب جمعه و برای مردم کلاس بگذاری این طوری مردم مسلمان نمی شوند. به داخل خانه های مردم باید رفت. مردم را باید به حسینیه ها و مساجد کشاند. یک روزی می گفتند که نماز فرادا نمازی است که شما در خانه ات می خوانی و نماز جماعت درمسجد است. الان نماز جماعت در مسجد فرادا است. الان نماز جماعت را در میادین و پارکها و مدارس باید ببریم.

باید به خصوص نسل جبهه به مداحان بعد انتقال بدهند. باید بگویند که ما روضه های عملی دیدیم. ما باید به نسل فعلی بگوییم که ما دیدیم رزمنده ای را که در عملیات کربلای 1 آزاد سازی مهران که قمقمه آبش را موقع رفتن به عملیات خالی کرد. مسئول گردان گفت برای چی این کار را می کنی؟ گفت: مگر رمز عملیات یا اباالفضل العباس نیست. این ها روضه های عملی است. آهای علمای بزرگوار، مردم ، مداحان امام فرمودند که پنجاه سال عبادت کردید خدا قبول کند، یک روز هم این وصیت نامه شهدا را بخوانید. این وصیت نامه ها را ما باید منتقل کنیم.

اهل پاکت نیستم

من غلط کنم که پاکت بگیرم. تا الان نگرفته ام و نخواهم گرفت. من پاکت را فقط از امام حسین می گیرم. و امام حسین هم جلو جلو پاکت را به ما می دهد. به خاطر همین هم وامدار کسی نیستم و خورده برده ای هم از کسی ندارم. به کسی بدهکار نیستم. و از کسی وام نگرفتم. باید این طوری باشیم. امام حسینی که به همه بدهکار باشد این چه امام حسینی است. امام حسین کربلا هم که آمد زمین کربلا را خرید و پولش را داد که بعدها اگر کسی خاک می برد از مال امام حسین باشد. امام حسین به کسی بدهکار نیست.

مداحان جوان

الان وضعیت مداحان جوان خوب نیست. من ریشه را می گویم. مداح جوان نگاه نکند که خوب می خواند و هزار تا، پانصد تا جمعیت دارد. باید زانو بزند. باید استاد داشته باشید. به خدا و به پیغمبر و به ائمه اگر مداحی که استاد نداشته باشد و زانو نزند و درس یاد نگیرد به جایی نمی رسد.هر کسی مرجع تقلید خودش شده، این که نمی شود. هر کسی قانون برای خودش وضع می کند. این کار حساب و کتابی دارد. اگر می خواهید بمانید و بقا داشته باشید باید این کار را بکنید. هزار سال دیگر منصور ارضی ماندنی است چون ده تا استاد دیده است. هزار سال دیگر حاج ناظم ماندنی است. چون ده تا استاد داشته است. صد سال دیگر شیخ رضا سراج ماندنی است چون استاد داشته است. اگر می خواهید ماندنی شوید راه دارد.

آشنایی با حاج منصور

من سال 64 با حاجی رودررو آشنا شدم. بعد از عملیات کربلای چهار شبی با یکی از رفقا به تهران آمدیم و مستقیم به درخانه حاجی رفتیم و من تا آن وقت حاجی را از نزدیک ندیده بودم.شب بود حاجی بیرون آمد و با رفیقمان صحبت می کرد و ما هم که سلام و احوالپرسی کردیم حاجی گفت که مداح است و می خواند؟ حاجی خیلی خبره بود.

البته با حاج منصور دعوا هم زیاد کردیم.(خنده) واقعاً حاج منصور استوانه روضه است. یکی این که استاد است. با آدم های صاحب نفس مانند شیخ محمود نجفی و آقای سید علی میرهادی، آشیخ محمود تحریری که آدمهای کم نظیری بودند. دعای کمیل شاه عبدالعظیم را قبلاً عموی حاجی، حاج حسن ارضی می خواند. رفیقی داشتیم به نام حاج حسن حبیبی که به زرگر و حاج حسن جمکرانی هم معروف بود، خیلی آدم خوبی بود که رفیق حاج حسن ارضی بود. می گفت که حاج حسن بدون بلندگو چهار پنج ساعت کمیل می خواند و یک کیلومتر صدایش می رفت. کمیل خوان و شب زنده دار بودند. استاد خوب داشتن و شب زنده دار بودن به خصوص شب جمعه از رازهای ماندگاری است. من از سال 62قبل از اینکه با حاجی ارتباط داشته باشیم به کمیل شاه عبدالعظیم می رفتم.اول در مقبره آقای شاه آبادی و میرزا مهدی آشتیانی بود و بعد حاجی آمدند و در جای دیگر چون حرم این طوری گسترده نشده بود. آقای حاج حسن ناصحی که یکی از اداره کنندگان دعای کمیل در شب جمعه است که از خوبان روزگار است، پدر ایشان به نام حاجی مؤمن شصت سال سحر شب جمعه در حرم سیدالکریم کمیل می خواند. به خود پرداخته بودند آقا.

صدایم نمی گیرد

مداح اول باید خودش سالم باشد. خودش مهذب باشد. امام فرمود وای به حال کسی که قبل از تهذیبش محل رجوع مردم باشد. یعنی قبل از اینکه خودش را درست کند مردم به او مراجعه کنند. خوب خواندن، شعر خواندن، حفظ خواندن،سبک خواندن این ها در و دیوار است. یک وقتی من یادم هست که به حاج منصور گفتم که می خواهم در خواندن کم و کسر نیارم و صدایم نگیرد. گفت گناه نکن. به خدا من به این حرف رسیدم. مداح گناه نکند اگر صد ساعت هم بخواند باز می تواند. به مدد ارباب من دوازده شب در موج می خوانم کسی هم نیست و خودم می خوانم. غزل می خوانم، غزل مصیبت، روضه، نوحه سرپا، شور، زمینه، واحد می خوانم دو دمه می دهم، خودم هم سینه می زنم. مدد اربابم است. کار به جای دیگر وصل است. تا شب یازدهم و دوازدهم. بله یک کم صدام گرفته می شود ولی گرفتگی که نمکش زیاد می شود.

منبری باید هیئتی باشد

ما در مورد منبری خیلی وسواس داریم. یک زمانی خدا رحمت کند پای منبر آسید علی آقای نجفی می نشستیم. در هیئت رزمندگان در سال های 68 تا 70 منبر می رفتند و ایشان در سال 71 تصادف کردند و از دنیا رفتند. دیگر من مثل ایشان را ندیدم. خدا همه چیز به ایشان داده بود. هم سید بود، هم روحانی بود، هم خوشگل بود، هم روضه خوان بود، هم فلسفه و عرفان داشت، هم انقلابی بود، هم ولایتی بود، هم رزمنده بود، هم گریه کن بود، ایشان یک اشکی داشت و وقتی منبرش تمام می شد جلوی قبایشان خیس بود، اشک از صورتش از ریش هایش به جلوی قبایش می ریخت. آقا که صحبت می کرد، تصرف بسیاری داشت و مردم نفس نمی کشیدند. ایشان روضه ای می خواند که حرف نداشت. یکی از خصوصیات ایشان این بود که بتن پای اعتقاد بچه ها می ریخت که تکان نمی خورد. نه اینکه اعتقادات را روی رمل و ماسه بنا کند.

منبری خودش باید اهل هیئت باشد. زمانی که آسید علی آقا منبر بود می دیدم که آقا توی این عالم نیست. منبر باید طوری باشد که اگر کسی که پای منبرش نشست آمدنش با رفتنش فرق کند. منبری که مستمع وقتی پای منبر است و وقتی بر می گردد در ذهنش علامت سؤال ایجاد بشود که من راه را درست می روم یا نه. مطلب دستش بدهد. وادار به کنکاش و شب زنده داری و بندگی بشود. ما الان منبری این طوری کم داریم. الان ما شیخ رضا سراج و آسید مهدی قوام نداریم.

منبری باید اهل گریه باشد، پر باشد، با امام باشد، مسائل روز را بگوید، حق شهدا را ادا کند، مشکل سیاسی نداشته باشد، وابسته به جایی نباشد. از جمله منبری هایی که داریم و از بچه های جنگ است و لباس شخصی می پوشد آقا مهدی توکلی است و بپرسید از قشر هیئتی ها که ایشان چگونه هستند؟ نباید به دلیل اینکه ایشان لباس روحانیت تنشان نیست قبولشان نکنیم. باید ببنیم که چند نفر از این منبر هدایت می شوند. کنار منبر و روضه باید هدایت باشد. من که روضه خوان هستم باید تیرانداز باشم و مستمع را با تیر روضه بزنم و ببینم که تیرم به مستمع خورده است. از رفت و آمد و سبک زندگی مستمع می فهمم که تیرم به او برخورد کرده است یا نه. این که طرف به روضه بیاید و بعد از روضه به قهوه خانه برود یا به روضه بیاید و با پدر و مادرش بلند حرف بزند، به زن بچه اش حرفهای ناجور بزند، درست نیست.

تأسیس و نامگذاری موج

یک موقعی شب های محرم را در محبان المرتضی برنامه داشتیم. محبان المرتضی را که حاج محمود ژولیده و داوود عابدی در جبهه در سال 60_61 تأسیس کردند. بعد از یک سالی که به تهران آمدند ما به پست محمود آقا خوردیم و صفای محمود ما را جذب کرد و هنوز هم همین طور است. خدا خیلی به ایشان لطف کرده است و از اولیاء خداست. محرم سر شب کسی منبر می رفت و برنامه تا ساعت ده و یازده بیشتر طول نمی کشید. بعد که مسجد ارک بود ما دیگه شبهای محرم برنامه نداشتیم و مستقیم پیش حاجی می رفتیم. وقتی از جلسه حاجی می آمدیم حیران بودیم. تا اینکه گفتیم شب ها بعد از ارک یک جلسه ای بگیریم. اولین سال در خیابان باغ جواهری در خیابان ایران در منزل سید محمودی برنامه گرفتیم.

حسین چکش طلا که زیر اینجا صافکاری دارد و قبلاً کار می کرد، سرقفلی این ساختمان را داشت. یک روز به من گفت که گفتند بیا این جا را بخر. گفتم که برو ملکیتش را بخر. گفت که صاحبش خیلی گران می گوید. گفتم چند؟گفت شصت میلیون تومان. گفتم برو بخر. زیرزمینش را هم یک حسینیه درست کن. بعد از اینکه اینجا را خرید جواز گرفت و ساخت. محرم بعدی فقط یک سقف زیر زمین را زده بودند و ما هم داشتیم تلاش می کردیم که برای محرم آماده بشود. فکر کنم سال 82 _83 بود. خودمان هم شروع به کار کردیم و بچه ها را بسیج کردیم و کف زیر زمین که خاکی بود را درست کردیم و بخاری گذاشتیم که خشک شود. محرم زمستان بود. برنامه عجیبی هم بود. خیلی بزرگ بود حدود پانصد ششصد متر بود که ما وسطش را بستیم و گفتیم که اینقدر جمعیت نمی آید.شب دوم مجبور شدیم که پارچه رابرداریم. اینقدر شلوغ می شد که یک شب نرده پله ها شکست و جمعیت از بالا به پایین ریختند و دو نفر پایشان شکست. بعد که حسینیه ساخته شد، آمدیم طبقه بالا. اسم اینجا به حسینیه چکش طلا معروف شده بود. بعد ما دیدیم که چکش طلا موضوعیت ندارد، در مشهد به حاج منصور گفتم که یک اسمی برای حسینیه بگذارید. گفت موج الحسین و ما هم قبول کردیم و تا به اینجا رسیدیم. افتتاحش هم تولد های اول شعبان بود.

منبع: تسنیم

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

0949589
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه گذشته
بازدید کل
1133
416
3156
39392
949589
امروز: دوشنبه، 20 آذر 1396

تماس با ما

آدرس: کاشان، خیابان غیاث الدین جمشید کاشانی، حرم الحسن (علیه السلام)

تلفن گویا : 55242321-31(98+)

صندوق پیامک : 20001018

پست الکترونیک: info@hasanjan.ir

چه کسی آنلاین است؟

ما 28 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم