گفت و گو با پیرغلام هیات نخل سرفره و صدره - حاج سید احمد قدرتیان

حاج سید احمد قدرتیان: هر چی بخوام بهم میدن. اگه چیزی هم بهم ندهند بازم نوکرم و از نوکری درِ این خونه سیر نمیشم. 

اون قدیم بی ریا تر بود و کسی بدون حاجت نمی اومد و حاجت روا نشده نمی رفت . جمعیت حالا از اون روز بیشتر شده ولی عقیده و اخلاص اون قدیم بیشتر از حالا بود...
در ادامه گفتگویی زیبا با آقای حاج سید احمد قدرتیان پیرغلام هیأت نخل سرفره و صدره را می خوانید:
Ghodratian01

Ghermez متولد چه سالی هستید ؟

متولد سال 1324.

Ghermez چند سالتون بود که اومدید توی هیات ؟

از 5-6 سالگی کمک پدرم بودم .توی بچگی با پارچ آب میدادم به مردم.

Ghermez از حسینیه و ساختش برامون بفرمائید.

اینجا قدیم فقط همین مسجد بود و ده تا پله می خورد و می اومد پایین ، سقف پوششی هم داشت. کنار اینجا یک کارخانه ی شعر بافی بود، از صاحبش خریدند و حسینیه رو بزرگتر کردند و اون کارخونه رو آشپزخونه ی هیات کردند. خدا آقای مصطفوی رو بیامرزه ،گفته بود چون اینجا مسجده نمیشه جا به جا کرد ،همینطور که هست باشد. وقتی روی این مسجد حسینیه بنا شد ،سقف مسجد و ستون ها می لرزید. 

تصمیم گرفتیم که این ستون ها رو تقویت کنیم . سقفش رو هم تعمیر کردیم و توی دلش آهن کار گذاشتیم که محکم تر بشه. همه ی زحمتش هم با بچه های خود هیات بود. توی محوطه ی بیرونی حسینیه که غرفه غرفه است، تختگاه بود و جلسه ها اونجا برگزار میشد، بعد از خرید کارخونه تصمیم گرفتند که طرح حسینیه رو عوض کنند و این حیاط رو خراب کردند.

Ghermez از پیرغلام ها و موسسین هیات چه کسانی رو یادتون میاد؟ 

آسید علی عموی من بود در حدودهفتاد وپنج سال پیش از دنیا رفت ، بعدش آسید باقر بود .

Ghermez ریشه نخل از کجاست؟

وقتی حیاط حسینیه رو خراب کردند ، یک سنگ تاریخ قدیمی پیدا کردند و چند تا قبر هم پیدا شد. سنگ تاریخش هم هنوز هست وخطش رو به سختی خوندند و اعلام کردند مال 500 سال پیشه. این هیات و هیات فاطمیه میدانگاه آقا ،جزو قدیمی ترین هیات های کاشانند .

طوق شیخ رضا هم مال همینجا بود و کسی که اون رو درست کرده بچه ی همین محل بوده . میره مشهد امام رضا و به آقا متوسل میشه و این نماد رو از آستان امام رضا تحویل می گیره .قبلا هم این طوق جلوی نخل می رفت ولی چون نخل خودش عظمتی داشت. تصمیم گرفتند که طوق رو به جای دیگری منتقل کنند و بردند سرسنگ . 

Ghermez نخل رو کی ساخته ؟

کسی نمیدونه؛ اجداد ما هم نمی دونستند .

Ghermez ذکر بلند کردن نخل چی بود ؟

"شب عاشوراست امشب" و "ما جمله جان نثار در هییت حسینیم"، ذکر شب عاشورا بود. روز عاشورا هم "ای وای کشته شد حسین".

Ghermez نخل یعنی چه؟

نخل به یاد تابوت سید الشهداست .یه بار خودم توی عالم بیداری دیدم که ارباب توی نخله . یه نفر چند وقت خیلی گریه می کرد که من میخوام برم کربلا . خواب دیده بود که توی این هیات و کنار نخل امام حسین بهش گفته بود چرا می خوای بیای کربلا؟ من همیشه پیش شما هستم و همین جا کربلاست !

شخصی که نخل رو درست کرده هم میگن ،در عالم خواب بهش یاد دادن که چطوری نخل رو بسازه. نخل نشان صاحب نخله. اگر حواست جمع باشه و نخل رو از دور ببینی دلت می لرزه و تکون می خوره . آیت الله غروی خونه اش توی همین محله بود. اون زمان و با اومده بود ولی ایشون می فرمود به برکت نخل این محل و حسینیه از این بیماری ایمنه.

Ghermez از قدیم هیات برامون بفرمایید.

زمان های قدیم که جلسه ای نداشتیم ،خود بچه ها یه بیرقی دست می گرفتند و توی کوچه ها می گشتند و هر جا که جلسه ای بود ،توی اون جلسه شرکت میکردند؛ بعدا کم کم زنجیرزنی و سینه زنی هیات راه افتاد. اجداد ما از قدیم شب های جمعه جلسه ی خونگی داشتند و از دو ماه مونده به محرم هم شب های جمعه توی حسینیه روضه خونی داشتند .

مثل الان مداحی هم دعوت نمی شد . هر کسی که سواد داشت و صدای خوبی داشت ، روضه می خوند . توی محله سه چهار نفر بودند که می خوندند و الان فقط دو نفرشون زنده اند . آقای سبزپوشان ، آسید عباس مرتضایی ، آقا علی نصیری هم بود که شعربافی می کرد .

بلندگو هم نبود و همینطور دور همی گریه می کردند. اصلا برق نبود. چراغ زنبوری می گذاشتند .آقای ارباب تفضلی که کارخونه اش رو راه انداخت برق رو وارد شهر کرد . بعدا با اومدن برق ،بلندگوهای دستی قدیمی هم اومد. مداح وسخنران هم هر کسی می اومد اصلا حرف پول وپاکت مطرح نبود. از زمانی که حاج محمود کریمی اومد، ورق این هیات برگشت و جمعیت دهه زیادتر شد.

Ghermez شام هم بود ؟

روز عباس بن علی هیات دوره می رفت ،بعد هم هر خونه ای که جلسه داشت می رفتند . مثل خونه ی ارباب تفضلی ،خونه ی آقای عطابخشی ، خونه ی آقای اصفهانیان و خونه ی آقای عطار. که بعد از جلسه از مردم با نهار پذیرایی می کردند. شب عاشورا هم با نذورات مردمی شام می‌دادند و تمام. همه این تشکیلات و شام و نهار از انقلاب به بعد شروع شد. گاهی اوقات چای هم نبود. مردم هم توقعی نداشتند و برای امام حسین می‌اومدند.

Ghermez از مداح‌های قدیمی چه کسانی می‌اومدند؟

حاج عباس کاتب، آقای مشجری، آقای ستایش. آقای مدحی هم خیلی معروف بود یه خاطره‌ای که درباره‌اش شنیدم این بود که ایشون 50-60 تا دستگاه قالی بافی داشته و خیلی ثروتمند بوده و هم زمان مداحی هم می‌کرده؛ تصمیم می‌گیره که دیگه مداحی نکنه و فقط به کارش برسه. وقتی از مداحی کناره‌گیری میکنه به شدت کارش کساد میشه و کسی که کارخونه قالی بافی داشته محتاج پول نون خودش میشه. پشیمون میشه و برمی‌گرده به مداحی اهل بیت و دوباره کارش برکت برمیداره. آقای دیگبری و آقای نصیری هم بودند. آسید رضا سنایی هم بچه همین محدوده بود و گاهی می‌اومد.

Ghermez اون قدیم با وضع بد اقتصادی مردم، اسباب هیأت رو چکار می‌کردید؟

همه رو مردم از خونه‌هاشون می‌آوردند. هر کس از خونه‌اش یه قالیچه و زیلو و نمد می آوردند. بخصوص سرمایه‌دارای قدیمی. آقای عماد و آقای تولیت هم سخنران بودند. حاج سلطان و آسید محمود نخلی هم بودند.

بلندگو هم نبود و مجبور بودند که از صداشون مایه بگذارند. یادمه حاج سلطان بلند می‌گفت زمانی برسه که آمریکا باهاتون صحبت کنه و شما نگاه کنید، زمانی می‌رسه که زنها لباس مردها رو می‌پوشند و مردها لباس زنها، مردم اون روز نمی‌فهمیدند ولی الان داریم می‌بینیم.

Ghodratian02

Ghermez بساط آشپزی هیأت رو چطوری جور می کردید؟

دیگ و بساط رو از مسجد آقا بزرگ می‌آوردیم و آشپزی می‌کردیم. فقط گوشت لوبیا و آبگوشت بود و برنج و خورشتی در کار نبود. گاهی بعضی بانی می‌شدند که به خادمان و زحمتکشان هیات غذا بدهند آخر شب. تشکیلات مثل الان نبود.

Ghermez توی شهادت و ولادت همه امام‌ها هم برنامه داشتید؟

نه، هیات فقط شب عاشورا و روز عاشورا وشب تاسوعا وشب ششم امام حسین جلسه داشت و روضه خونی دهه ای وجود نداشت .

فقط محرم روضه خونی بود. ایام فاطمیه هم هیأت فاطمیه روضه می‌خوندند و همه هیأتی ‌ها می رفتیم اونجا و از صحبت‌های آقای کافی استفاده می‌کردیم.

Ghermez واعظ قدیمی کی رو می‌آوردین؟

آقای فلسفی، آقای تربتی، حاج انصاری و آقای نوغانی. حاج انصاری متخصص روایت و حدیث، آقای فلسفی استاد فلسفه و آقای نوغانی هم استاد تاریخ بود. اون زمان جمعیت کاشون و دور و برش به 20000 نفر هم نمی‌رسید.

Ghermez ممنوعیت روضه خونی در زمان پهلوی رو بودید؟

نه، زمان رضا شاه بود که قدغن شد. رئیس هیأت اون زمان آسید علی عمویم بوده. توی خونه عمویم که روضه خونی برپا بوده، مأمور میاد که جلسه رو لغو کنه و آسید علی بهش میگه سراغ جلسه ما نیا که اگه جلسه امام حسین رو بهم بزنی، 3 روز دیگه بیشتر زنده نیستی و بهش گفته بود که چه بگی و چه نگی این مردم نخل رو بلند می‌کنند و حرکت می‌کنند. توی جلسات هفتگی هم که مخفیانه برگزار می شده ، آخوند های سخنران عمامه هاشون رو ورمیداشتند و زیر عبا پنهان می کردند و یواشکی توی زیر زمین خونه ها روضه خونی میکردند .

Ghermez نزدیک انقلاب، ساواک اذیت نمی کردند ؟

زمان آسید باقر بود .چهارتا نظامی رفتند روی نخل و گفتند کسی حق نداره امروز نخل رو بلند کنه، برگردید خونه هاتون. خودم به چشم خودم دیدم که مردم نخل رو با نظامی هایی که بالای نخل ایستاده بودند بلند کردند و دسته حرکت کرد . نزدیک سلطان امیر احمد خود نظامی ها اومدند پایین و نتونستند حریف مردم بشن. بعد رییس شهربانی به مامور ها گفته بود یا جلوی نخل رو بگیرید یا درجه ی نظامی تون رو ازتون می گیریم .گفته بودند آقا ما حریف این مردم نمیشیم .اینا دیوانه ی امام حسین اند.

بعد به رئیس شهربانی گفته بود که به یه شرط حق داری لباس من رو ازم بگیری و اون هم اینه که خودت بتونی فردا جلوی نخل رو توی کاروانسرا بگیری . فردا رییس شهربانی اومد که جلوی نخل رو بگیره ولی مردم او رو بلند کردند و پرتش کردند توی حوض کاروانسرا !

Ghermez قدیم ها رو بیشتر دوست داشتی یا الان؟

برام فرقی نمی کنه ، فقط می خوام درب این خونه نوکری کنم. همه عشقم اینه که جلسه شب جمعه ها رو راه بندازم و یه گوشت لوبیایی بار کنم بدم به مردم . از سخنرانم میخوام چندتا مسئله شرعی که نیاز جوونا باشه رو بگه. وقت و بی وقت بیا درب خونه اهل بیت اگه صلاحت باشه همه چی بهت میدن .

اون زمان که آقایان عماد و افتخار و تولیت بدون بلندگو و چراغ و دم و دستگاه روضه خونی میکردند ، از صدای گریه و شیون مردم قیامت به پا میشد. وقتی هم میخواستند نخل رو بلند کنند ،غوغایی بود. اون زمان زن ها دنبال نخل نمی اومدند و توی حسینیه می موندند وگریه می کردند. ولی اون قدیم بی ریا تر بود وکسی بدون حاجت نمی اومد و حاجت روا نشده نمی رفت . جمعیت حالا از اون روز بیشتر شده ولی عقیده واخلاص اون قدیم بیشتر از حالا بود . روضه خونی ها باصفاتر بود.

Ghermez خودتون هم معجزه ای از نخل دیدین؟

خودم مریضی قلبی داشتم .متوسل شدم بهشون و مشکلم حل شد. دکتر باور نمیکرد و ازم می پرسید که چکار کردی که نیاز به عمل نداری ؟!

هرچیزی رو با عقیده و از ته دل بخوای، بهت میدن. خیلی هارو دیدم که از نخل حاجت گرفتن ، حتی از شهرهای دیگر ایران .

یه سرهنگ دزفولی بود که سیزده سال بچه دار نمی شد و همه ی کشور های خارج رو هم رفته بود برای درمان ولی بی فایده بود. اومد و یه قربونی نذر نخل کرد .شب عاشورا دیدمش که با یه گوسفند اومد وگفت حاجتم رو از صاحب نخل گرفتم. چندسال پیش که پیر هم شده بود دیدم که هنوز از دزفول برای نخل میاد .

یه بار هم یه رییس هیات تهرانی بود که تعریف میکرد یه پیرزنی توی کرج به من گفت اگر میخوای بچه دار بشی باید شب عاشورا بری هیات نخل سرفره کاشان . یه سال اومده بود شب درب حسینیه و وقتی نخل حرکت کرده بود برگشته بود تهران .

دوباره اون پیرزن رو می بینه که بهش میگه اگه میخوای حاجت روا بشی باید شب عاشورا پای نخل سرفره باشی.گفته بود رفتم؛ پیرزن گفته بود که نه، نرفتی . سال بعد دوباره با خانمش اومده بود. به خانمش گفته بود تو برو وسط خانمها و منم دنبال نخل میرم . می گفت تا اون سید گفت "شب عاشوراست امشب" ونخل رو بلند کردند ،حالم عوض شد و دیگه دست خودم نبود . بعد پونزده سال دوا و درمون می گفت چهارتا بچه بهم دادند . البته هم باید از ته قلبت بگی و هم به صلاحت باشه .

آقا علی مقدم یکی از خادم های برق هیاته ، که خیلی زحمت میکشه . پسرش تصادف کرد و دکترهای کاشون جوابش کردند .پسرش رو فرستادند اصفهان برای عمل . همراه پسر میگفت که توی راه بیمارستان نبضش از کار افتاد. پدرش برقکار هیات بود. شب خواب دیده بود که توی حسینیه مشغول برق کشی بوده ،یه سیدی میاد بهش میگه آقا علی چه میکنی؟ میگه سیم های برق جلسه ی امام حسین رو میکشم . میگه خدا خیرت بده ، منم کمکت کردم. صبحش که دکتر بچه اش رو می بینه میگه این بچه که مشکل نداره، فقط یه جراحی ساده لازمه؛ بچه اش شفا گرفت .

Ghodratian03یه روز آسید باقر تعریف می کرد که زمان آسید علی پدرش برای شام جلسه زنجیرزنی ،فقط 2 کیلو لوبیا و نخود با یک کیلو گوشت شرحه بار کرده . آسید علی هم به همه خبر داده که امشب خونه ما روضه است؛ زمان ممنوعیت روضه ها هم بود . آسید جعفر پسر عمویم که خیلی کار درست بود و سقایی می کرد یه دعایی خوند گفت کسی نگاه توی قابلمه نکنه و شروع می کنه به کشیدن غذا ، حدود 200 نفر رو با این قابلمه غذا داد و گفت اگه کسی هم ظرف آورده بیاره !

یه مدت پیش حاج آقا قرائتی اومده بود و میگفت من به کفش های پشت درب نگاه کردم دیدم یه جفت کفش گرون قیمت نیست و معلومه مردم این محل نیازمندند، هرکاری می تونید برای این جلسه بکنید.

پنج سالم بود که از بالای پشت بوم می افتم و سماور برمی گرده رویم . همه می گفتند که صاحب نخل برگردوندت .

پسر حاج احمد طالبی با موتور تصادف کرد و تمام اعضای اندرونیش از بین رفت و دکتر ها ازش قطع امید کردند. حاج احمد به من گفت بریم پای نخل. اومد پای نخل و داد زد توی زندگیم تاحالا چیزی از شما نخواستم ولی امروز اومدم مزد همه جاروکشی ها و خدمتگزاری هام رو بگیرم . فردا صبحش رفتیم بیمارستان و دکتر باورش نمیشد که پسر حاج احمد رو به بهبوده ! همون روز نذرش رو ادا کرد .

خیلی بزرگترها و بهتر از ماها این هیات رو راه انداختن و الان دستشون از دنیا کوتاهه. حاج محمود کریمی می گفت یه نظری به این هیاته که به هیات های دیگه نیست.

Ghermez اون قدیم هیات ،احترام کوچکتر و بزرگتر با الان فرق می کرد؟

احترام اون روز بیش از حالا بود . به حرف بزرگترها گوش می کردند.

Ghermez ثمره این احترام بزرگتر ها چی بود؟

حرمت ها حفظ می شد و با تجربه بزرگتر ها پیشرفت می کردیم. اگر حاجتی هم از ارباب داشتند با عزت می گرفتند. احترام بچه هارو نسبت به دوران بیشتر می گیرند ،که خیلی هم خوبه و شوق بچه بیشتر میشه .اون روزا چون بلندگو نبود ،بچه هایی که سروصدا می کردند و از جلسه بیرون می انداختند و شاید اون بچه دیگر هیئت نمی اومد ولی الان خیلی بهتر شده. 

Ghermez با این سابقه کسر شانتون نمیشه که ظرف بشورید ،جارو کنید و یا کفش جفت کنید ؟ 

کارم همینه و تا نیرو داشتم همه این کارا رو کردم. وقتی بود توی هیئت که هم آشپزی می کردم و هم چای می دادم . هم ذکر سینه زنی می دادم و هم سفره پهن و جمع می کردم .

Ghermez تا حالا شده کسی طعنه و کنایه بهتون بزنه ؟

از این چیزها خیلیه . کسی که این مجالس رو به مسخره بگیره جوری چوب میخوره که خودش هم نمی فهمه .

Ghermez توقع ندارید که بالای مجلس بنشوننتون؟

نه من چیزی نیستم و از کسی هم هیچ توقعی ندارم . حالا که شکر خدا همه چیز هست . اون رو که با چوب غذا درست می کردیم خیلی سخت بود. الان هم اگه خونه باشم دق می کنم ، منتظرم یه شب جمعه ای ،یه جلسه ای برسه و بیام خدمت کنم. اگر جلسه داشته باشم و خانواده ام هم بگن بریم بیرون ، نمیرم و میگم جلسه دارم.

Ghermez  چند سالگی ازدواج کردید؟

32 سالم بود. شرایطم جور نبود و دیر ازدواج کردم . 

Ghermez چند تا بچه دارید؟

2تا. پسرم از زمان آسید باقر پای منبر میخونه و ذکر میگیره . 

Ghermez تا حالا شده خانمتون ناراحت بشه ؟

نه، کمک هم می کنه ولی زیاد روضه خونی نمیاد و میگه که زنها توی جلسه غیبت می کنند و من دوست ندارم.

Ghermez از خانمها هم برای کارهای هیئت کمک می گیرید؟

کارهایی که احتیاج بهشون داشته باشیم بهشون میگیم مثلاً حبوبات پاک کنند ،ظرف بشورند یا جارو بکشند . اون روز می تونستم بدوم و همه کاری بکنم ولی الان حیفش دیگه نمی تونم . 

Ghodratian04

 

 

Ghermez چقدر نوکریتون رو مدیون پدر و مادرتون هستید؟

همه اش مال پدر و مادرم بوده .هیئت از توی خونه قدیمی ما شروع شد. مادرم هر خونه ای که روضه خونی بود می رفت و کمک هیئت ها می کرد.اون زمان چند تا خانواده توی یک خونه زندگی می کردند و همه از هم خبردار بودند و توی جلسات خونگی شرکت می کردند . اعتقاد داشتند که بلا و مرض از خونه ها میره و برکت میاد.

Ghermez الان هم روضه خونی خونگی دارید؟ 

بله، هر هفته دوشنبه شب ها ، در طول هفته هر شب خونه ی یک نفر روضه خونی بوده از قدیم و یه منبری ساده مثل میرزا علی آقای صمیمیت با مداحی حاج عباس جهانی و یا حاج اسماعیل روغنی . 

Ghermez کدوم روضه رو بیشتر از همه دوست دارید ؟

هر وقت یاد صحرای کربلا می افتم ،گریه می کنم . خیلی دلم برای مظلومیت اهل بیت میسوزه . امام حسین همه چیزش رو برای اسلام داد حتی طفل شیرخواره اش رو.

Ghermez دخل و خرج هیات رو چه جوری مدیریت می کنید؟

پولهایی هم که مردم کمک می کنند رو از هم جدا می کنم .چند تا قوطی دارم. پول نذری ،پول آب و برق مسجد و حسینیه و ... همه رو جدا جدا جمع و خرج می کنم . خوبیش اینه که اگر الان بمیرم هرکسی میتونه راه به کارش ببره .

آقای محکمه ای هر سال کمک می کرد و نذری می داد .یه سال گفت کاسبی ام خوب نیست و پول نمیدم . فردا صبحش بعد از نماز پول رو بهم داد. ازش پرسیدم شما که گفتی نمیدم . گفت دیشب خواب دیدم سیدالشهداء از درب حسینیه اومد بیرون به همه سلام کرد ولی جواب سلام من رو نداد و گفت چرا امسال به هیات کمک نکردی؟ خرجشون زیاده. میگفت دیشب از خواب بلند شدم رفتم درب خونه یکی از رفیقام قرض کردم .

Ghermez هیات نخل شهید هم داره؟

هیچ هیاتی به اندازه این هیات شهید نداده مثل بچه های آقای نخلی ،آقای صمیمیت ، آقای باقری و .... 

Ghermez خسته هم شدید؟

نه هنوز نگفتم خسته شدم . تازه با ذوق و شوق بیشتری کار می کنم . 

Ghermez چرا؟

دوست دارم چراغ امام حسین همیشه روشن باشه .

Ghermez چرا دوست دارید ؟

یه چیزایی دیدم که دوست دارم . 

زمانی بوده که برای غذا به خیلی ها رو می زدیم و با نسیه یه شام دادیم ولی الان اصلاً متوجه نمیشیم که چه جوری جور میشه .یه کسانی میان برای نذری و قربانی دادن که از سرو وضعشون معلومه که به نون شب محتاجند. شکر خدا خودشون کمک می کنند که بتونیم چراغ جلسه رو روشن نگه داریم . 

Ghermez این نوکری چی براتون داره ؟ 

هر چی بخوام بهم میدن . اگه چیزی هم بهم ندهند بازم نوکرم و از نوکری درِ این خونه سیر نمیشم.

 

 

 

 

 

 پخش زنده مراسم هیئت عشاق الحسن علیه السلام کاشان 


۱۳۹۳ © کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به هیئت فرهنگی عشاق الحسن علیه السلام کاشان می باشد.