گفت و گو با شیخ اسماعیل روغنی - پیرغلام هیات شاهزاده علی اکبر پامنار

اهل بیت علیهم السلام انقدر کریمند که همه، حتی آدم های بد رو می پذیرند ولی چه خوبه که آدم کارش رو با اخلاص انجام بده.

انقدر مقام ائمه بالاست که اگه یکی کفش جفت کن نوکرا و زائراشون باشه، از سلاطین دنیا بالاتره. میگن که بهای جسم انسان بهشت و بهای روح او رضایت خداست، پس خودتون رو به کمتر نفروشید. 
می دونید خدا چرا اینقدر مقام به امام حسین علیه السلام داده؟ چون امام زمان فرموده امام حسین علیه السلام هر چه که داشت رو در راه خدا داد، خدا هم برای جبران باید خدائیش رو به امام حسین بده ولی چون نمیشه به جای اون همه جوره برای خودش و نوکراش مایه می گذاره...
نوکری اهل بیت راه و رسم شیرینی است که می ارزد به پایش پیر شد. ما که تازه پا به این راه بهشتی گذاشته ایم، نگاه کردن به جای قدم های پیش رفتگان این مسیر ضروری و پسندیده است. به همین خاطر نیت کرده ایم کوچه به کوچه حسینیه های شهر را در بزنیم تا پای حرف پدرانه ی پیرغلامان این دستگاه بنشینیم و بیاموزیم.
با ما همراه باشید در این کلاس رسم نوکری...

Roghani01Ghermez چند سالتونه؟

من متولد سال 1316 هستم.

Ghermez چند سالتون بود که مداحی رو شروع کردید؟

از هفت سالگی برای بچه ها مداحی می کردم و شکر خدا با تشویق و شاگردی بزرگترها الان افتخار هفتاد سال نوکری اهل بیت رو دارم.

Ghermez بیشترین پاکتی که گرفتید چقدر بوده؟

هفتاد ساله که به هیچ هیاتی، به هیچ جلسه خونگی و به هیچ احدی نگفتم چند بده و کم و زیاد پاکتم رو طی نکردم. هنوزم هر کس بیاد سراغم بدون چشمداشتی میرم. افتخارم اینه که برای پول نخوندم. پول استادم نبوده، شاگردم بوده.

توی مداحی هم هرجا بهم گفتن بنشین نشسته ام و هرجا گفته اند بخون خونده ام. پیش پای مداحی که بیست سالش هم هست و دو ساله که شروع کرده، بلند میشم؛ اصلا درب خونه اهل بیت این حرفها نیست.
ما که درب این خونه عددی نیستیم، علما و بزرگترامون گفتند که هر جا بری آخرش دوباره باید برگردی درب همین خونه؛ هیچ جا خبری نیست.

Ghermez از مداحی اهل بیت چی مزد گرفتی؟

خدا اهل بیت رو عزیز کرده. شما ببینید این چوب منبر اگه توی کوچه افتاده بود، هیچ اهمیتی بهش نمی دادی ولی وقتی با همین چوب منبر ساختند، می آیند و می بوسند و حاجت می گیرند و به هر حال براش ارزش قائل میشوند؛ میگن منبر امام حسینه.

درب خونه امام حسین چوب ارزش پیدا می کنه؛ اونوقت انسان ارزش پیدا نمی کنه؟!

آدم باید ظرف وجودی خودش رو بالا ببره تا بهش بدن، اونا بخیل نیستند، خانواده کرم اند. اگه لیاقت ما رو ببینند، فیوضاتشون رو به سمت ما نازل می کنند.

Roghani02Ghermez خاطره ای از همدوره ای هاتون توی مداحی دارید؟

خدا رحمت کنه حاج عباس کاتب، حاج حسن مداح، آقای اکبرزاده، حاج عباس حداد که در اوج بود، هم مداح هم موسیقی دان و هم شاعر بود.

آمیرزا علی آقای شاکری رسمش این بود که اول می اومد و پای منبر رو می بوسید و شروع می کرد به مداحی؛ توی روضه هم به پهنای صورت اشک می ریخت. ملا محمود مدیحی خدا بیامرز، شعرهای جوان یزدی رو میخوند، 100 تا 170 بند قصیده می خوند. اون روزا حرف زدن هم رسم نبود و فقط شعر میخوندن. وقتی ملا محمود روز عاشورا توی حبیب موسی پیش آمیر سید علی یثربی می خوند. ایشون که خودش مرجع تقلید و عالم بزرگی بود خیلی ازش تعریف می کرد و لذت می برد که قصیده های خوبی میخونه.

کاشون مداحان با اخلاصی و خوبی داشته ، من قابل نبودم و فقط همزمان با اونا بودم. افتخاری هم می خوندن و اصلا پاکتی نبودند!

Ghermez قدیم هم شور هیاتی مردم کاشان زبانزد بود؟

مردم کاشان ریشه دارند و در جریان محبت اهل بیت خیلی جلوند و در بین شهرها از نظر مذهبی زبانزد هستند. به قول یه دوستی " کاشون خونه امام حسینه"
امکان نداشت که واعظ خوب و معروفی کاشون نیومده باشه.مردم از علاقه و محبت برای اهل بیت کم نمی گذاشتند.

توی محرم آب روی طوق شیخ رضا می ریختند و آبش رو برای شفا می بردند؛ اعتقاد مردم تا این حد قوی بود.

Ghermez از آمیر سید علی که بانی و بنیانگذار روضه و مقتل خوانی بوده، خاطره ای دارید؟

سعادتی بود که از بچگی در خدمت ایشون بودم. یه مرتبه پاپ اعظم مسیحیان برای مباحثه با آقا ضیا عراقی که استاد آمیر سید علی بوده میاد نجف. اتفاقا خود آقا ضیا نبوده، بهش پیغام میدن که پاپ برای صحبت با شما اومده.ایشون می فرماید که با آمیرسید علی صحبت کنه. بعد از ساعت ها صحبت، پاپ اعظم مغلوب میشه و اعتراف میکنه اگه شاگرد اینه پس استادش چقدر بزرگه و بعدش شبانه برمی گرده!

یه روز یه فقیر معتاد میاد توی حبیب موسی و میره سراغ آمیر سید علی و تقاضای کمک میکنه.آقا هم بی درنگ 2 تومن بهش میده و میره؛ یکی که غرض هم داشته به آقا میگه این فقیری که کمکش کردی معتاد بود و این پول رو خرج مصرف مواد مخدر میکنه.آقا میگه پس برگردونیدش، وقتی برگشت آقا 2 تومن دیگه بهش میده. می پرسن که آقا چرا این کار رو کردی؟ میفرماید که شما گفتین 2 تومن رو خرج اعتیادش میکنه، پس خانواده اش چی؟ تا این حد حواسش به مردم بود.

آیت اله وحید که از مراجع بزرگ تقلیده می اومدند کاشان و با ایشون مباحثه علمی می کردند.

Ghermez خودشون هم روضه خونی می کردند؟

بله، روز تاسوعا و عاشورا منبر می رفت و مقتل می خوند و وقتی عمامه از سر برمی داشت همه حبیب موسی رو بهم می ریخت. الان هم خانواده یثربی هر چی دارن از ایشون دارن. ایشون سرچشمه بود و بقیه فقط کوزه هاشون رو پر کردند!

Ghermez تا به حال توی حرم امام رضا هم مداحی کردید؟

بله، یادمه اون روزا توی صحن امام رضا (ع) اجازه می دادن که مردم مداحی وعزاداری کنند، من رفتم روی چارپایه و این شعر رو خطاب به مردم خوندم

" بیا به بزم محبت که هر چه هست اینجاست.............خدا دری که گشود و دگر نبست اینجاست ".

Ghermez درسی که از نوکری اهل بیت یاد گرفتین چی بوده؟

درب این خونه تن ضعیف و دل خسته می خرند. چیزی که ماندگار میشه اخلاصه؛ بدها هم خوبی رو دوست دارن؛ مخصوصا اگه با اخلاص باشه. چقدر آدم، چه مدیر و مسئول هیات چه مداح، توی هیاتها اومدند، نوکری کردند و رفته اند. من خودم سه دوره مداحان رو دیدم؛ شکر خدا همه هم خوب، خدا همشون رو رحمت کنه؛ ولی اونی که اخلاص داشته و کار رو فقط برای خدا می کرده اسمش ماندگار شده.

البته اهل بیت انقدر کریمند که همه، حتی آدم های بد رو می پذیرند ولی چه خوبه که آدم کارش رو با اخلاص انجام بده.

Roghani03Ghermez از برکت اخلاص نوکری خاطره ای هم دارین؟

یه نفر بود به نیت اینکه وقتی از دنیا رفت مردم بیان براش مجلس گرمی کنند، سور می داد، باهاشون می نشست و ازشون پذیرایی می کرد.ولی کار خدا وقتی از دنیا رفت هرکسی دنبال کار خودش بود و آخرش هم تنها و غریب تشییع شد!

ولی توی هیات خودمون یکی از مسئولین که پاسبان بازنشسته بود واز نظر مالی خیلی ضعیف بود وقتی فوت کرد، یادمه شب جمعه هم بود، به قدری این خیابون دروازه اصفهان شلوغ و پر از جمعیت شده بود که همه از هم می پرسیدند کدوم عالم یا آیت ا... از بین رفته؟!

Ghermez خودتون مدال نوکری کدام هیات رو به سینه دارید؟

نسل اندر نسل ما خانواده روغنی از بچگی توی این هیات علی اکبر پامنار بودیم و من هفتاد ساله که اونجا می خونم.
البته هر هیات دیگری هم دعوتم می کردن براشون می خوندم مثل هیات جواد الائمه مسجد آقا بزرگ، هیات حضرت رقیه (س)، هیات بنی الزهرای بازار که 45 ساله هر صبح جمعه براشون می خونم.
شکر خدا با لطف اهل بیت از زندگیم راضیم و مردم بهم لطف دارن.

Ghermez اگه بخواهید از یکی از بزرگان هیاتتون تجلیل کنید، از کی نام می برید؟

آقای ارج؛ البته این حاج اکبر جانشین حاج محموده که الان در تهران زندگی میکنه. اینها از مهره های مهم و خوب هیات هستند و انصافا به هیاتها خیلی کمک می کنند، شاید اگه توی کاشون 10 تا از اینجور افراد باشند، مشکلات مالی مردم حل میشه.

توی مشهد هم یه زائرسرای حضرت علی اکبر دارند که زائران استفاده می کنند، به هیاتها کمک می کنند و دست به خیرشون زیاده.

Ghermez زمان قدیم هم امثال این افراد بودند تا به مشکلات مردم رسیدگی کنند؟ مقدمات هیات چه جوری فراهم میشد؟

اون زمان وضع معیشتی مردم خیلی خراب بود. شاید توی کل کاشون 10-12 تا هیات بیشتر نبود، سجادیه و فاطمیه و علی اکبریهای پشت مشهد، سجادیه بازار، ابوالفضلیها وتوی دروازه اصفهان هم شهدای درب یلان و امام حسنی ها.

در طول سال هم همه این هیات ها خرجاشون رو روی هم می ریختند تا یه شب شام بدن؛ یعنی اعلام می کردند و هر کسی بانی یه چیزی میشد و همه با هم یه شام می دادند.
مایحتاج هیات هم همینطور مختصر و ساده فراهم میشد، فلانی 20 تا استکان می داد، فلانی دو دست نعلبکی و فلانی دیگ و ... هر کس در حد توانش کمک می کرد.
یه نذری که می خواستند درست کنند چقدر زحمت داشت؛ گاز که نبود، اول خشت می آوردند و اجاق بندی می کردند. پسر عمه من در طول سال برای پخت همون یه نذری چوب جمع می کرد و توی انبار هیات می گذاشت.
الان ناشکری می کنیم، به خصوص جوون ترها؛ بدون سعی و تلاش آرزوهای دور و دراز دارند!

Ghermez چه کنیم که برگردیم به حال و هوای خوب قدیم؟

هیچ راهی جز توسل به امام زمان و اهل بیت نداریم. به اهل بیت که دستاویز الهی اند چنگ بزنیم و خودمون رو به درب خونه شون بچسبونیم؛ نه با زبان فقط با عمل.
از آقای بهجت پرسیدند که ما رو نصیحت کنید؛ گفته بود نصیحت لازم نیست به هر چیز خوبی که می دونید عمل کنید.

Ghermez برای جذب جوونا چه کنیم؟

مسئولین هیات باید به فکر تنوع در کارهای هیات باشند، اگه کار نو و جذاب داشته باشند جوونا خودشون جذب میشوند.
آقای قرائتی. میگفت داشتم توی کوچه رد می شدم دیدم بچه ها دارن فوتبال بازی می کنند، عبا و عمامه ام رو کنار گذاشتم و رفتم باهاشون بازی کردم؛ وقت نماز که شد گفتم بچه ها بریم نماز؟ گفتند بریم.
باید هم قد و هم رنگ اونا بشی تا جذبت بشن.

Roghani04Ghermez چرا باید هیات بیایم؟

ببین عزیز جون، اگه تمام کاشون مال من باشه، آخرش چند سال زنده می مونم، فوقش 100 سال. باید همه رو گذاشت و رفت؛ دنیا به چه درد اون دنیای من میخوره؟!
چیزی که اونجا بدرد میخوره بندگی خدا و خدمت به اهل بیت و مردمه. "متاع الدنیا قلیل" بهره مال دنیا اندک است ولی اخلاق و علم، خیر کثیر است.
زندگیمون رو بکنیم ولی یادمون نره که آخرتی هم هست و باید به فکر اونور هم بود؛ توی قلک آخرتمون هم یه چیزی بندازیم.

Ghermez معجزه ای از این آستان دیدین؟

یه بار توی مسجد نشسته بودم یه آقایی فکر کرد من آدم حسابی ام، شروع کرد به التماس کردن که زندگی ام نمی چرخه و حتی تهران هم دنبال کار رفته ام ولی فایده نداره. زن و دو بچه دارم ولی بخاطر بیکاری همسرم میخواد طلاق بگیره. بین حرفاش گفت که ای کاش یه تاکسی داشتم و باهاش کار میکردم.من متوجه نبودم که چی میگم و همینجوری ازش پرسیدم امروز چه روزیه؟ گفت شنبه؛ گفتم برو که به لطف آقا شنبه هفته بعد ان شاا... ماشینت جور میشه.

بعدش اومدم زیر گنبد و گفتم ببین آقا از جیب خودت خرج کردم، آبروی خود شماست. شنبه توی خیابون با ماشینش ترمز زد و گفت دستت درد نکنه، ماشین جور شد. یک بار هم برادرم خواب دیده بود که سر یه سفره ای سه تا سید بزرگوار نشسته اند؛ برادرم من رو صدا میزنه که اسماعیل بیا. امام حسین (ع) به برادرم میگه نگو اسماعیل بگو آقای آشیخ اسماعیل. که برادرم میگه قصد جسارت نداشتم ایشون برادر منه.

Ghermez خانمت از اینکه درگیر کار هیات بودی و کم برای خونه وقت میگذاشتی گله نمی کرد؟

میگن علامه طباطبایی صاحب تفسیر میگفتند این تفسیری که من نوشتم به همت همسرمه؛ حتی وقت نوشتن تفسیر برام غذا می آورد و می رفت و با من حرف نمی زد که حواسم پرت نشه.

من علامه که هیچ، خاک پای شما هم نیستم ولی همین هم که هستم به کمک همسرم بوده، توی اون شرایط سخت قدیم تحمل می کرد.

شعار زندگیمون هم این بود "شد شد، نشد نشد".
اون روزا با این وضع بد اقتصادی که داشتیم ولی 5 تومن مزدی که می گرفتم رو خرج رفتن به جلسه تفسیر حاج شیخ علی آقای نجفی می کردیم. قید 5 تومن رو می زدیم و می رفتیم چیزی یاد بگیریم. به کسی چیز مفت نمی دهند. یه قدم باید برداشت تا صد قدم دنبالت بیان.

Ghermez چند فرزند دارید؟

هفت تا که شکر خدا همه هیاتی هستند.
پدر و مادرها دست بچه هاشون رو بگیرند و بیارند توی هیاتها و پای منبرها. اگه مادر دوست داره که دخترش چادری بشه، نباید بزاره برا 10-12 سالگی، باید از همون بچگی به فکر تربیت فرزند باشند؛ با زبان خوش. نباید تحمیل کرد، با زور شاید ظاهرا قبول کنه ولی به دلش نمیشینه. باید با بیان خوش معارف رو بگیم، به انتخاب خودشون عمل کنند.

Ghermez اگه بخواهید جوونا رو نصیحت کنید بهشون چی میگید؟

وقتی یکی از بزرگترین مراجع مثل آقای وحید توی یکی از شعرهاش میگه ولو که می دانم من رو تکذیب می کنند ولی من سگ نوکرای امام حسینم. یعنی انقدر مقام ائمه بالاست که اگه یکی کفش جفت کن نوکرا و زائراشون باشه، از سلاطین دنیا بالاتره. میگن که بهای جسم انسان بهشت و بهای روح او رضایت خداست، پس خودتون رو به کمتر نفروشید.
می دونید خدا چرا اینقدر مقام به امام حسین (ع) داده؟

چون امام زمان فرموده امام حسین(ع) هر چه که داشت رو در راه خدا داد، خدا هم برای جبران باید خدائیش رو به امام حسین بده ولی چون نمیشه به جای اون همه جوره برای خودش و نوکراش مایه می گذاره.

Ghermez حرف آخر...

خوش به حال قدیمیا، اخلاصشون بیش از ما بود، الان دلهای ما پاک نیس، یکی زرق و برق دنیا و یکی قاطی شدن پول حلال و حروم کار دست دلمون داده.
مسئول یا مدیر هیات بخواد نخواد در کار هیات باید تلخی ها و دردسرهایی رو تحمل کنه؛ به خاطر اهل بیت دلسرد نشه؛ کسی که مسئول هیات شد باید شاکی هم به جون بخره.

تابستان 1395

 پخش زنده مراسم هیئت عشاق الحسن علیه السلام کاشان 


۱۳۹۳ © کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به هیئت فرهنگی عشاق الحسن علیه السلام کاشان می باشد.